ژن

ژن همان چیزی است که باعث می شود تو یک سری از خصوصیات ظاهریت را از مادرت و یک سری دیگر را از پدرت به ارث ببری. بله! ژن عامل وراثت است و همچنین تعیین کننده خصوصیات ظاهری آدم ها می باشد.

 ژن همان چیزی است که نقش خیلی مهمی در تعیین ویژگی‌ها و خصوصیات ظاهری (و حتی اخلاقی) یک نفر بازی می‌کند. ژن‌ها اطلاعات مربوط به خصوصیات تو را با خودشان حمل می‌کنند و در واقع این ژن‌ها هستند که معلوم می‌کنند تو موی صافی داشته باشی یا فرفری، قدت بلند باشد یا کوتاه، رنگ چشمانت سبز باشد یا قهوه‌ای و هزاران ویژگی دیگر. ژن‌ها این اطلاعات را در خانواده‌ها از نسلی به نسل دیگر هم منتقل می‌کنند. به خواندن این مطلب ادامه بده تا باز هم چیزهای بیشتری راجع به ژن‌ها یاد بگیری.
ژن چیست؟
هر سلول بدن انسان‌ها حدود 25000 تا 35000 ژن دارد که اطلاعات مربوط به خصوصیات فردی را با خودشان حمل می‌کنند. منظور از این خصوصیات، ویژگی‌هایی است که تو از پدر و مادرت به ارث می‌بری. پدرها و مادرها بخشی از خصوصیات خودشان را از طریق ژن‌ها به فرزندانشان منتقل می‌کنند. مثلاً اگر هم پدر و هم مادر تو چشمان قهوه‌ای داشته باشند، تو این ویژگی را از آن‌ها به ارث برده و به احتمال زیاد رنگ چشمانت قهوه‌ای می‌شود. یا مثلاً ممکن است مادرت موهای فرفری داشته باشد و تو این ویژگی را از او به ارث برده و موهایت فرفری باشد. جالب است بدانی که فقط انسان‌ها ژن ندارند، بلکه تمام حیوانات و گیاهان و كلاً همه موجودات هم دارای ژن هستند.
ژن‌ها داخل چیزهایی شبیه ریسمان آویزان هستند که اسمشان کروموزوم می‌باشد. کروموزوم‌ها به صورت جفت یافت می‌شوند و صدها یا هزاران ژن در هر کروموزوم وجود دارد. کروموزوم‌ها و ژن‌ها در واقع خودشان از DNA (بگو: دی+اِن+آ) درست شده اند. کروموزوم‌ها در داخل سلول‌ها یافت می‌شوند، سلول‌ها واحدهای خیلی کوچکی هستند که اجزای مختلف موجودات زنده را تشکیل می‌دهند. هر سلول آن‌قدر ریز است که فقط به کمک یک میکروسکوپ‌ قوی دیده می‌شود و جالب است بدانی که میلیاردها سلول در بدن هر انسان وجود دارد. بیشتر سلول‌ها یک هسته دارند، هسته شکلی شبیه تخم‌مرغ دارد و می‌توانیم آن را مغز سلول به حساب بیاوریم. در حقيقت هسته به هر بخش از سلول می‌گوید که چه‌کاری باید انجام دهد. اما هسته این همه چیز را از کجا می‌داند و چرا باید همه‌ی اطلاعات پیشِ هسته باشد؟ دلیلش این است که کروموزوم‌ها و ژن‌ها داخل هسته هستند. بنابراین هسته‌ی سلول با تمام کوچکی اش بیشتر از بزرگ‌ترین لغت‌نامه‌هایی که تا به حال دیده‌ای، اطلاعات دارد.
هسته‌ی هر سلول در بدن انسان‌ها شامل 46 کروموزوم است که همگی به صورت جفت (دوتایی) هستند. پس کافی است 46 را بر 2 تقسیم کنیم تا تعداد جفت‌ها به دست آید. 23 جفت کروموزوم،

نصف کروموزوم‌های هر کودک از مادرش و نصف دیگر از پدرش به او می‌رسد. خوب، این‌جوری تکلیف 22 جفت از کروموزوم‌ها معلوم می‌شود که 11 جفت از پدر و 11 جفت از مادر به کودک می‌رسند. اما برای جفت آخر چه اتفاقی می‌افتد؟ دو کروموزوم (یک جفت) باقیمانده، کروموزوم‌های جنسی هستند که اسمشان X و Y است. همه‌ی دختران و خانم ها 2 تا کروموزوم X دارند؛ در حالی‌که پسران و آقایان یک کروموزوم X و یک کروموزوم Y دارند.
این‌هایی که گفتیم در مورد انسان‌ها بود. اما قضیه برای بقیه موجودات زنده چگونه است؟ خوب، در واقع بیشتر موجودات زنده 46 کروموزوم در سلول‌هایشان ندارند. مثلاً کرمِ سيب! موجود زنده‌ای است که تنها 4 کروموزوم دارد!! و حيوانات و موجودات ديگر هم هر كدام به تعداد مشخص و متفاوتي جفت كروموزوم دارند.(مثلا ميمونها كه تعداد كروموزومهايشان به انسان نزديك است 24 جفت كروموزوم دارد... چه جالب!)
ژن‌ها چگونه عمل می‌کنند؟
هر ژن وظیفه‌ی مخصوصی در بدن دارد. این وظیفه شامل نقشه‌ و دستورالعمل ساختن پروتئین‌ها در سلول است. پروتئین ساختار اصلی همه‌ی اجزای بدن تو را تشکیل می‌دهد. استخوان‌ها، دندان‌ها، موها، ماهیچه‌ها، خون و سایر اعضای بدن، همه و همه از پروتئین تشکیل شده‌اند. این پروتئین‌ها به بدن ما کمک می‌کنند که رشد کرده، کارش را به درستی انجام دهد و سالم بماند. امروزه دانشمندان محاسبه کرده‌اند که هر ژن در بدن ممکن است بتواند حدود 10 پروتئین مختلف بسازد.
ژن‌ها هم مثل کروموزوم‌ها به صورت جفت در بدن هستند. هر کدام از والدین تو دو تا کپی از هریک از ژن‌های بدنشان دارند که یکی از این کپی‌ها را به تو منتقل می‌کنند تا ژن‌های بدنت تشکیل شوند. ژن‌هایی که به بدن تو منتقل می‌شوند، بسیاری از خصوصیات و ویژگی‌هایت – مثل رنگ چشم و رنگ پوست- را تعیین می‌کنند. تو می‌توانی فعالیت ژن‌ها را در بدن تمام موجودات زنده درک کنی. این ژن‌ است که باعث می‌شود فرزند یک گربه هم مثل خودش گربه شده و مثلاً تبدیل به سگ یا ماهی نشود! همچنین ژن‌ها باعث می‌شوند که نژادهای مختلفی از گربه‌ها، سگ‌ها و سایر حیوانات وجود داشته باشد. مثلاً یک سگ ممکن است بزرگ و سیاه باشد، در حالی که یک نژاد دیگر از سگ‌ها سفید، کوچولو و پشمالو باشند.

وقتی که ژن‌ها با مشکل روبه‌رو می‌شوند
دانشمندان همیشه سخت مشغول مطالعه بر روی ژن‌ها هستند. آن‌ها به دقت بررسی کرده‌اند تا بدانند پروتئین‌هایی که ژن‌ها می‌سازند، واقعاً چه‌کاری در بدن انجام می‌دهند؟ یا این‌که چه بیماری‌هایی توسط ژن‌ها به‌وجود می‌آیند و باعث می‌شوند که آن‌ها نتوانند کار خود را به درستی انجام دهند؟ امروزه دانشمندان می‌دانند که بعضی از ژن‌ها ممکن است به روش‌های خاصی تغییر کنند، در این صورت به آن‌ها ژن‌های جهش یافته گفته می‌شود. ژن‌های جهش یافته می‌توانند عامل ایجاد بعضی بیماری‌ها مثل سرطان، مشکلات ریه و پوست و خیلی از بیماری‌های دیگر شوند.
یکی دیگر از وظایف ژن‌ها، کمک به ساخت "هموگلوبین" در بدن است. هموگلوبین یک پروتئین خیلی مهم است که برای ساختن سلول‌های قرمز خون مورد نیاز می‌باشد. اگر والدین یک بچه، ژن جهش یافته‌ (تغییر یافته) ساخت هموگلوبین را به فرزندشان منتقل کنند، ممکن است بدن کودک فقط بتواند یک نوع هموگلوبین بسازد که به درستی هم کار نمی‌کند. این اتفاق می‌تواند باعث ایجاد یک بیماری به اسم کم‌خونی شود. در بیماری کم‌خونی، تعداد سلول‌های قرمز خون کمتر از حد طبیعی است. بعضی از کم‌خونی‌هایی که ارثی هستند، ممکن است آن‌قدر شدید و جدی باشند که به مراقبت‌های پزشکی طولانی مدت احتیاج پیدا کنند. "کم‌خونی سلول‌های گلبول قرمز داسی شکل" یک نوع از بیماری کم‌خونی است که توسط ژن‌ها از والدین به فرزندان منتقل می‌شود.
"فیبروزکیستیک" اسم یک بیماری دیگر است که بعضی از بچه‌ها از پدر و مادرشان به ارث می‌برند. والدینی که ژن فیبروزکیستیک در بدنشان وجود دارد می‌توانند آن‌ را به فرزندشان منتقل کنند. کسانی که به بیماری فیبروزکیستیک مبتلا هستند، در نفس کشیدن دچار مشکل می‌شوند. زیرا بدنشان بیش از حد طبیعی مخاط می‌سازد که در ریه‌هایشان گیر کرده و راه تنفس آن‌ها را می‌بندد. این‌جور بچه‌ها باید در تمام طول زندگیشان تحت مراقبت و درمان پزشک باشند تا سلامت ریه‌هایشان تا جایی که ممکن است حفظ شود.

ژن درمانی چیست؟
ژن درمانی روشی است که در آن با استفاده از مهندسی ژنتیک، یک بیماری را که از طریق تغییر و جهش ژن‌ها ایجاد شده درمان یا کنترل می‌کنند. ژن درمانی یک روش جدید پزشکی است و دانشمندان هنوز دارند روی آن آزمایش‌های مختلفی انجام می‌دهند تا ببینند که آیا درست عمل می‌کند یا خیر. یکی از این روش‌ها جایگزین کردن ژن‌های بیمار با ژن سالم است. ژن درمانی هنوز در مرحله‌ی آزمایش است و تحقیقات جدید امکان دارد به روش‌های جدید درمان و یا حتی پیشگیری از خیلی از بیماری‌ها منجر شود. به امید آن روز و آرزوي سلامتي برای تمام كودكانِ بيمار با مشكلات و بيماريهاي ژنتيكي.

استخوان

 
 
نگاره‌ای از استخوان ران انسان
 

اُستُخوان جسم جامدی‌است که تشکیل‌دهندهٔ اسکلت جانوران است. استخوان به ریخت‌های گوناگون در بخش‌های اندام جای‌گرفته‌است. بخش بیرونی استخوان سفت و سخت و پدیدآمده از مواد آلی مانند کلاژن و املاح معدنی چون فسفات کلسیم و کربنات کلسیم است.

انواع استخوان

  1. استخوان‌های دراز: استخوان دراز، از یک تنه تقریبا استوانه‌ای با یک قسمت پهن در دو انتها تشکیل شده‌اند. این گروه بیشتر استخوانهای اندامهای فوقانی و تحتانی را در بر می‌گیرد.
  2. استخوان‌های کوتاه: از نظر شکل تفاوتهای زیادی باهم دارند ولی بطور کلی می‌توان آنها را به شکل مکعب در نظر گرفت. این گروه استخوانهای قسمت پروکسیمال دست و پا را در بر می‌گیرند که به ترتیب استخوانهای کارپال و تارسال نامیده می‌شوند.
  3. استخوان‌های پهن: استخوانهای پهن در مقایسه با قطرشان سطح پهن دارند و شامل استخوانهای سقف جمجمه، جناغ سینه و دنده‌ها می‌باشند.
  4. استخوان‌های نامنظم: استخوانهای نامنظم در نظر شکل تفاوتهای زیادی باهم دارند و در هیچکدام از گروههای فوق قرار نمی‌گیرند و شامل استخوانهایی می‌شوند که ستون فقرات و بعضی از استخوانهای جمجمه را تشکیل می‌دهند.
  5. استخوان‌های سزامویید (کنجدی): این استخوانهای در تاندونهای نزدیک مفاصل ظاهر می‌شوند مهمترین استخوان این گروه استخوان کشکک می‌باشد.

استخوان‌ها از هر دو نوع الاستیک (قابل انعطاف) و سخت هستند. الاستیسیته (انعطاف‌پذیری) آنها ناشی از ماده آلی (پروتئین) موجود در آنهاست، و این در حالی است که سختی آن وابسته به ماده غیرآلی (املاح معدنی مثل کلسیم و فسفر) موجود در آنهاست. با توجه به سن، درصد مواد آلی و غیرآلی موجود در استخوانها فرق می‌کند. با افزایش سن، درصد مواد غیرآلی افزایش می‌یابد، انعطاف‌پذیری استخوانها کاهش می‌یابد، و استعداد شکنندگی استخوان زیاد می‌شود.

استخوان در زبان پهلوی astuxan بوده‌است

دندان

 
دندان
Teeth by David Shankbone.jpg
دندان‌های یک فرد بالغ.
Denticao.jpg
عکس سی.جی.آی از نمای عقب دندان‌ها از داخل دهان

دندان (به اوستایی:dentan و به سانسکریت:denta)[۱] ساختارهایی سفیدرنگ در درون فک یا دهان بسیاری از مهره‌داران می‌باشند که برای خوردن و جویدن و قطعه‌قطعه کردن غذا به کار می‌روند.دندان‌ها از استخوان ساخته نشده‌اند، بلکه ازبافت‌هایی با درجه سختی‌های متفاوت تشکیل شده‌اند.انسان دارای ۲۰ دندان اولیه و ۳۲ دندان همیشگی می‌باشد.همچنین در انسانها، دندان نقش بسیار مهمی در تکلم و ادای صحیح کلمات ایفا می‌کند.یک فرد برای آن‌که دندان‌های سالمی داشته باشد باید در شبانه روز حداقل ۲ بار مسواک بزند.[۲]

 

ساختمان دندان

Tooth.jpg

دندان از قسمت‌های مختلفی تشکیل شده‌است.بخش‌هایی از دندان دیده‌می‌شوند و بخش‌هایی از آن‌هم زیر لثه قرار دارند.قسمت دیده‌شدنی دندان را تاج دندان می‌نامند.تاج دندان از مینای دندان پوشیده شده‌است که ماده سخت و براقی است.در زیز مینا، عاج دندان وجود دارد که از ماده‌ای استخوان‌مانند تشکیل شده‌است.عاج بیشترین قسمت دندان را تشکیل می‌دهد.عاج از مغز دندان نگهداری می‌کند.مغز دندان جایی است که عصب دندان وجود دارد.ریشه پایین‌ترین و آخرین قسمت دندان است که کاملاً داخل لثه و آرواره قرار دارد.بین لثه، قسمتی استخوانی به نام ساروج وجود دارد که در واقع مثل چسب طبیعی بدن بوده و دندان را محکم به استخوان آرواره چسبانده‌است.

دندان نوزاد

دندان‌های نوزاد حتی قبل از به دنیا آمدن دندان‌های اولیه دارد، اما آنها در زیر پوست لثه قرار دارند و قابل دیدن نیستند.در شش یا هفت‌ماهگی دندان‌های نوزاد شروع به درآمدن می‌کنند.بیشتر بچه‌ها وقتی به سن ۳ سالگی می‌رسند تمام دندانهایشان به طور کامل در می‌آید.به این دندان‌ها دندان‌های شیری می‌گویند.با بزرگ شدن کودک دندان‌های شیری او یکی‌یکی از جای خود در می‌آیند.این اتفاق بیشتر در سن شش یا هف‌ت‌سالگی می‌افتد.در عصب دندان رگ‌ها و مویرگ‌های خونی وجود دارند که دندان را تغذیه می‌کنند و آن را سالم نگاه می‌دارند.

گونه‌های دندان

Mouth.gif

تعداد دندان‌های شیری بیست عدد (در هر آرواره ۱۰ عدد) بوده که به مرور می‌افتند و ۳۲ عدد دندان دائمی جای آنها را می‌گیرند.تکامل این دندان‌ها از دوره جنینی آغاز می‌شود و بعد از تولد در سنین شش ماهگی در می‌آیند.

تعداد دندان‌های دائمی ۳۲ عدد (۱۶ عدد در هر آرواره) می‌باشند.رشد آنها از شش ماهگی آغاز می‌شود و تا بیست سالگی که دندان‌های عقل در می‌آیند ادامه می‌یابد.

دندان‌هایی که در وسط و قسمت جلویی دهان وجوددارند و به راحتی قابل دیدن هستند دندانهای پیشین نام دارند.۴ دندان پیشین در بالا و ۴ دندان در پایین قرار دارند.دندان‌های پیشین سطح صافی دارند و برای بریدن و خردکردن به کار می‌روند.

چهار دندان نیش در مجموع در دهان وجود دارد که ۲ تای آنها در بالا و دو تای دیگر در پایین قرار دارند.این دندان‌های نوک‌تیز برای پاره‌کردن غذا و سوراخ‌کردن استفاده می‌شوند.

به هشت دندان کوچکی که دوبه‌دو کنار دندان‌های نیش قرارمی گیرند دندان‌های آسیای کوچک گفته می‌شود.

به دوازده دندان که در چهار بخش انتهایی طرفین فک‌های بالا و پایین قرار می‌گیرند، دندان‌های اسیای بزرگ گفته می‌شود.آنها را دندان‌های اسیای اول، دوم، سوم (دندان عقل) هم می‌نامند.

وقتی فرد به سن ۱۶ تا ۲۰ سالگی می‌رسد ۴ دندان آسیای بزرگ (آسیای بزرگ سوم)وی در انتهای دهان شروع به رشد می‌کنند که با نام دندان عقل شناخته می‌شوند.این دندان‌هادر جویدن غذا نیز تأثیر بسزایی ندارند، اما بعضی افراد معتقدند که این دندانها در انسانهای اولیه برای جویدن و خرد کردن غذا به کار می‌رفته‌است.

پوسیدگی دندان

پوسیدگی دندان یک بیماری عفونی قابل انتقال است.میکروب‌ها فعالیت خود را در سطح دندان آغاز می‌کنند و سپس در ساختمان آن پیشرفت می‌کنند.میکروب‌ها با استفاده از مواد قندی، اسید تولید می‌کنند که به بافت سخت دندان‌ها آسیب می‌رساند.پوسیدگی از دندانی به دندان دیگر سرایت می‌کند.

كشيدن دندان شيری پيش از ۴ سالگی موجب اختلال در تكلم كودك می‌شود.

درد دندان

درد دندان یکی از مشکلاتی که معمولاً به دلیل اهمال و غفلت در بهداشت دهان و دندان ایجاد می‌شود، دندان ‌درد و فساد دندان است. وجود درد در یک یا چند دندان، معمولاً علامت وجود مشکل، در دندان‌ها یا لثه‌ها است؛ البته باید به این نکته توجه داشته باشید که درد دندان، گاهی بسیار خفیف و کم می‌باشد و گاهی بسیار شدید بوده، برای نوجوان قابل تحمل نمی‌باشد. یکی از راه های بسیار موثر در تسکین دندان درد استفاده از گل میخک می باشد.

نورون

نورون به سلول های عصبی نورون می گویند که ...


اعمال نورون

 

بافت عصبی از سلولهای ویژه‌ای به نام نورون تشکیل شده است. اندازه و شکل نورونها گوناگون است. اما در همه آنها سه بخش متمایز وجود دارد. این سه بخش عبارتند از: جسم سلولی ، دندریت و آکسون. نورونها با داشتن ساختار و خواص ویژه برای کاری که انجام می‌دهند سازگاری حاصل کرده‌اند و به راحتی هماهنگی با داشتن و خواص ویژه برای کاری که انجام می‌دهند سازگاری حاصل کرده‌اند و به راحتی هماهنگی بین اندامهای داخلی و ارتباط با محیط خارج را مقدور می‌سازند. بین شکل و اعمال نورونها هماهنگی وجود دارد.


اجزای نورون:

1. جسم سلولی: حاوی هسته و اندامکها است.

2. دندریت: دندریتها رشته‌هایی هستند که پیام عصبی را به جسم سلولی می‌آورند.3. اکسون: بطور معمول رشته‌ای است که پیام عصبی را از جسم سلولی خارج می‌سازد.



تقسیم بندی نورونها

نورونها برحسب اینکه پیام عصبی را در چه جهتی هدایت می‌کنند به دو گروه تقسیم می‌شوند.


1. نورونهای حسی

نورونهای حسی نورونهایی هستند که دندریت بلند و آکسون کوتاه دارند. و پیامهای عصبی را از گیرنده‌های حسی به سمت مراکز عصبی هدایت می‌کنند.


2. نورونهای حرکتی

نورونهایی هستند که آکسون بلند و دندریت کوتاه دارند و پیامها را به اندامهای واکنش (ماهیچه‌ها و غده‌ها) می‌رسانند.


سلولهای نوروگلیا

در مراکز عصبی علاوه بر نورونها سلولهای دیگری به نام نوروگلیا وجود دارند که تعدادشان به مراتب بیشتر از نورونهاست. این سلولها کارهای گوناگونی انجام می‌دهند از آن جمله در ساختن پوشش رشته‌های عصبی ، تغذیه نورونها و از بین بردن میکروبها نقش دارند.


رشته یا تار عصبی

به آکسونها و دندریتهای طویل رشته یا تار عصبی می‌گویند. پوششی از جنس لیپوپروتئین به نام میلین سطح خارجی اکثر تارهای عصبی را می‌پوشاند.


عصب

هر عصب مجموعه‌ای از تارهای عصبی است که در امتداد یکدیگر قرار دارند و پیام عصبی در هر تار مستقل است و تار عصبی مجاورش مستقل نمی‌شود.ویژگی نورونها:


· تحریک پذیری


تحریک پذیری از ویژگیهای هر سلول زنده است، اما نورونها این خاصیت را بهتر نشان می‌دهند به عاملی که باعث تحریک می‌شود محرک می‌گویند. محرک ممکن است الکتریسته ، تغییر دما ، نور ، مواد شیمیایی ، ضربه، فشار و یا صدا باشد. برای آنکه محرکی بتواند نورون را تحریک کند. نباید شدت آن از حد معینی کمتر باشد. این حد معین از شدت تحریک را شدت آستانه می‌گویند.


· پیام عصبی


بر اساس تجربه بدست آمده در روی آکسون ضخیم نورون نوعی فرم تن مرکب معلوم شد که بار الکتریکی در سطح خارجی تار مثبت و در سطح داخلی منفی است و مقدار این اختاف سطح الکتریکی حدود 70- میلی ولت است این پتانسیل الکتریکی را پتانسیل آرامش یا پتانسیل غشا می‌گوییم. با کمک ولت متر بسیار دقیقی که می‌تواند اختلاف پتانسیلهای بسیار اندک را اندازه گیری کند، می‌توان مقدار پتانسیل غشا را تعیین کرد.

برای این کار از الکترودهای بسیار نازک که قطر نوک آنها در حدود 1 میکرون است استفاه می‌کنند. و یک الکترود در سطح خارجی غشا الکترود دیگری درون تار عصبی قرار داده و دو سر الکترودها را به نوسان نگار وصل می‌کنیم. مقدار پتانسیل غشا معلوم می‌شود.


· پتانسیل آرامش


بر اساس تجربیات انجام شده است غشا در حالت آرامش نسبت به یون سدیم تقریبا نفوذ ناپذیر است. بنابراین بار مثبت خارج غشا ناشی از وجود سدیم است. داخل نورون هم به دلیل یونهای منفی پروتئینی منفی است.


· پتانسیل عمل


وقتی نورون تحریک می‌شود. وضعیت بارهای الکتریکی در دو سوی غشای آن در نقطه تحریک تغییر می‌کند. یعنی سطح خارجی نقطه تحریک شده منفی و سطح داخلی آن مثبت می‌شود علت آن است که غشای نورون در نقطه تحریک شده ، نسبت به نفوذ پذیر می‌شود با هجوم به درون نورون سطح بیرونی منفی و سطح داخلی مثبت می‌شود. تغییر بار الکتریکی در نقطه تحریک شده باقی نمی‌ماند و نقطه به نقطه در طول تار عصبی حرکت می‌کند و جریان یا پیام عصبی را پدید می‌آورد. بار الکتریکی هر نقطه پس از تحریک فوری به حال اول بر می‌گردد. پتانسیل الکتریکی نورون در هنگام تحریک آن پتانسیل عمل نام دارد.


· انتقال پیام عصبی


محل در ارتباط دو نورون ، یا نورون و سلول ماهیچه‌ای را سیناپس می گویند. در محل سیناپسها ، پایانه‌های آکسون به دندریتها ، به جسم سلولی نورون دیگر و یا به سلول ماهیچه‌ای نچسبده‌اند بلکه فضای موچکی به نام فضای سیناپسی در میان آنها وجود دارد. منظور از انتقال پیام عصبی ، انتقال پیام در محل سیناپسهاست. انتقال پیام عصبی با واسطه مواد شیمیایی مخصوص صورت می‌گیرد.

این مواد در جسم سلولی نورونها ساخته و در کیسه‌های کوچکی که در پایانه‌های آکسون قرار دارند، ذخیره می‌شوند. وقتی پیام عصبی به پایانه‌های آکسون می‌رسد. این کیسه‌ها خود را به غشای آکسون می‌رسانند و پاره می‌شوند و ماده شیمیایی درون خود را به فضای سیناپسی می‌ریزند. ماده شیمیایی ، نورون دیگر را تحریک می‌کند و در آن پیام عصبی بوجود می‌آورد.

پوست

 

 
پوست
HumanSkinDiagram.jpg
A diagram of human skin.
Diagram of human skin.jpg

پوست بخشی از دستگاه پوششی بدن است. بخش‌های دیگر این دستگاه مو، ناخن و غشاء مخاطی هستند.

پوست متشکّل از دو لایهٔ اصلی است:

  • روپوست (اپیدرم) که لایهٔ نازک‌تر خارجی می‌باشد.
  • درم که لایه ضخیم‌تر داخلی است.

روپوست لایه‌های ضخیمی از سلولهای مسطح می‌باشد.

پوست با دارا بودن سطح متوسطی حدود ۲ متر مربع (۲.۵ یارد مربع)، یکی از بزرگ‌ترین اعضا بدن است. پوست یک سد محافظتی بین محیط جهان اطراف با عضلات، اعضای درونی و رگهای خونی و اعصاب بدن تشکیل می‌دهد. مو و ناخنها از پوست منشأ گرفته و یک حفاظت اضافی ایجاد می‌کنند. ظاهر پوست به طور گسترده‌ای تغییر می‌کند. که این تغییر نه تنها به دلیل عواملی همچون افزایش سن بوده، بلکه، نمایش دهنده نوسانات هیجانی و سلامت عمومی، نیز می‌باشد.

پوست یک عضو زنده است هرچند فوقانی‌ترین لایه آن لایه‌شاخی (اِستراتوم کورنِئوم) و روپوست (اپیدرم) بوده که سطح پوست را تشکیل می‌دهند و متشکل از سلولهای مرده و یا درحال مرگ هستند و در هر فرد حدود ۳۰ هزار عدد از این سلولها در هر دقیقه ریزش می‌کنند. با این وجود سلولهای زنده پوست دائماً در قسمت زیری تر روپوست تولید شده تا جایگزین این سلولها گردند. در زیر روپوست، درم قرار گرفته که حاوی عروق خونی، پایانه‌های عصبی و غدد می‌باشد. لایه‌ای از چربی در زیر درم قرار می‌گیرد و به عنوان یک عایق، ضربه گیر و منبع انرژی عمل می‌کند .

 

محافظت و احساس

هر چند اکثر قسمت‌های پوست ضخامتی کمتر از ۶ میلیمتر (¼ اینچ) دارند. اما پوست یک لایه محافظتی قوی است. جز اصلی سطح پوست یک پروتئین زمخت فیبری است که کراتین نام دارد. این ماده را می‌توان در مو که ایجاد حفاظت و گرما می‌کند و در ناخنها که انتهاهای ظریف انگشتان دست و پا را می‌پوشانند، پیدا کرد. پوست یک سد دفاعی کاملاً موثر در برابر میکروارگانیسمها و مواد مضر ایجاد می‌کند، اما این سد بیشترین تأثیر را زمانی دارد که سطح آن دست نخورده باقی ماند. زخمها ممکن است عفونی شوند و به باکتریها، که بعضی از آنهادر سطح پوست زندگی می‌کنند، اجازه دهند که وارد جریان خون شوند. سبوم که مایع روغنی است و از غدد سباسه موجود در درم تشکیل می‌گردد، به حفظ حالت ارتجاعی پوست و دفع آب، کمک می‌نماید. به دلیل اینکه پوست ما حالت ضد آب (واترپروف) دارد، آب را به هنگام دوش گرفتن مثل یک اسفنج، جذب نمی‌کنیم . احساس لامسه ما از گیرنده‌هایی که در قسمت درم پوست وجود دارند و به فشار، ارتعاش، گرما، سرما و درد پاسخ می‌دهند، ناشی می‌شود. در هر ثانیه، میلیاردها پیام از تحریکات دریافت شده در سرتاسر بدن به مغز ارسال شده و درآنجا این پیامها به صورت یک "تصویر" حسی در می‌آید و فرد را از خطراتی مثل یک وسیله داغ، آگاه می‌سازند، بعضی نواحی حسی مثل انتهای انگشتان، دارای تراکم بالایی از گیرنده‌ها می‌باشند . پوست همچنین یک نقش اساسی در تنظیم دمای بدن ایفا می‌کند و زمانیکه در معرض تابش نور خورشید قرار می‌گیرد، ویتامین (D) تولید می‌نماید که برای ایجاد استخوانهای قوی لازم است .

یک لایه واکنش گر

پوست ما به شیوه زندگی ما واکنش نشان می‌دهد، برای مثال، پوست دستان یک باغبان ضخیم شده تا حفاظت بیشتری ایجاد کند. در طی روند پیری، پوست چروکیده شده و خاصیت ارتجاعی آن کمتر می‌شود که این حالت می‌تواند در نتیجه سیگار کشیدن یا تماس بیش از حد با نور خورشید، تسریع گردد. همچنین، پوست می‌تواند رنگ خود راتغییر دهد. در برخورد مستقیم با نور خورشید، اپیدرم و درم ملانین بیشتری تولید می‌کنند، ملانین، رنگدانه‌ای است که تشعشعات مضر ماورا بنفش را فیلتر می‌کند . افزایش ملانین باعث تیره شدن پوست می‌شود. مردمی که اصلیت آنها متعلق به مناطقی با تابش شدید نور خورشید می‌باشد، دارای پوست تیره تری بوده که به راحتی پوست روشن نمی‌سوزد. افرادیکه پوست روشن دارند بدلیل داشتن ملانین کمتر در پوست خود نسبت به آفتاب سوختگی حساس‌ترهستند.

رشد و ترمیم

پوست به‌طور دائم خود را از طریق ریزش سلولهای مرده و تولید سلولهای تازه، نوسازی می‌کند. در نتیجه سلولهای سطحی که به دلیل سایش، آسیب یا بیماری از دست می‌روند، سریعاً جایگزین می‌شوند. سلولهای جدید در اپیدرم که لایه فوقانی پوست است و به عنوان یک پوشش محافظتی ضخیم عمل می‌کند، ساخته می‌شوند.


رشد پوست

در اکثر نواحی بدن، روپوست، چهار لایه دارد. در تحتانی‌ترین قسمت، لایه قاعده‌ای قرار دارد، که در آن سلولهای جدید ساخته می‌شوند. به موازات حرکت به سطح، سلولها تغییر می‌کنند تا لایه‌های بینابینی یعنی سلولهای خاردار و دانه‌ای را تشکیل دهند. سلولهای در عرض ۲-۱ ماه به سطح می‌رسند. لایه سطحی متشکل از سلولهای مسطح مرده می‌باشد که دائما ریزش می‌کنند .

سلول لایه سطحی

سلولهای مسطح مرده در سطح پوست یک پوشش محافظتی خشن تشکیل می‌دهند. این سلولها دائما به موازات از دست رفتنشان، جایگزین می‌شوند .

سلول دانه‌ای: سلولهای لایه دانه‌ای (گرانولار) مسطحتر از سلولهای خاردار هستند و ساختار سلولی آنها شروع به بهم خوردن می‌کند.

سلول خاردار: سلولهای واقع در لایه سلولی خاری، بر آمدگیهای خاری دارند که آنها را به هم متصل می‌کند و به پوست قدرت می‌دهد .

سلول قاعده‌ای : سلولهای لایه قاعده‌ای به میان‌پوست چسبیده اند. این ناحیه، قسمتی از پوست است که سلولهای آن مرتبا تقسیم می‌شوند تا سلولهای جدید را که بعداً به لایه‌های بعدی تبدیل می‌شوند، بسازد.

ترمیم پوست

زمانیکه پوست آسیب می‌بیند، از طریق ترمیم بافت آسیب دیده و جایگزین ساختن بافت از دست رفته با سلولهای جدید، پاسخ می‌دهد. طی روند ترمیم، بافت مرده یا آسیب دیده، ابتدا توسط بافت اسکار و بتدریج با سلولهای جدید سالم جایگزین می‌شود. ترمیم پوست طی مراحلی که در زیر گفته شده، صورت می‌گیرد.

1- هر آسیبی که منجر به ضایعه پوستی شود، در صورتیکه ضایعه سطحی باشد مسئله مهمی نیست. ممکن است رگهای خونی میان‌پوست آسیب دیده و باعث خونریزی شود. 2- خون از رگهای خونی نشت پیدا کرده، منجر به تشکیل لخته می‌شود. فیبروبلاستها و دیگر یاخته‌های اختصاصی ترمیمی تکثیر شده و به ناحیه آسیب دیده مهاجرت می‌کنند . 3- فیبروبلاستها: کلافه‌ای از بافت فیبردار در داخل لخته ایجاد می‌کنند. به موازات انقباض رشته‌های فیبرین کلافه دچار چروکیدگی می‌شود. بافت پوستی جدید در زیر تشکیل می‌گردد . 4- کلافه فیروز، سفت شده تا یک کبره زخم بر روی سطح پوست ایجاد کند. زمانیکه رشد پوست جدید کامل شود این کبره می‌افتد. با این وجود اثر زخم ممکن است باقی ماند .