رعد‌خیز‌ترین نقطه جهان کجاست؟

 


دریاچه‌ای در ونزوئلا واقع شده که در حالت معمولی در هر دقیقه ۲۸ رعد و برق با آن اصابت می‌کند، تعدادی که با آغاز فصل بارش در ماه اکتبر افزایشی قابل توجه پیدا می‌کند.

براساس گزارش فاكس نيوز، اگرچه روستاي كوهستاني كيفوكا در كنگو از گذشته‌ به عنوان رعد‌خيزترين منطقه جهان شناخته شده،‌ درياچه ماراكايبو در ونزوئلا كه با نام‌هايي مانند توفان جاودان شناخته مي‌شود، و ماهيگيران محلي از رعد و برق‌هاي آن به عنوان نشانه‌اي براي مكان‌يابي از فاصله 400 كيلومتري استفاده مي‌كنند، ثابت كرده كه از تمركز صاعقه بالاتري برخوردار است.

در حقيقت اين درياچه به تازگي در كتاب ركورد‌هاي گينس به عنوان منطقه‌اي با بالاترين تمركز صاعقه در جهان به ثبت رسيده‌است، منطقه‌اي كه درحدود 300 روز از سال و هر روز هزاران بار دچار صاعقه مي‌شود و 260 روز از سال توفاني است.

در ديگر مناطق جهان، فراواني صاعقه بيشتر فصلي است و به همين دليل اين پرسش مطرح مي‌شود كه چگونه برخي از مناطق به ويژه در نزديكي استوا به اين اندازه دچار صاعقه مي‌شوند درحالي‌كه ديگر مناطق به ويژه در نزديكي دو قطب به ندرت نشاني از صاعقه را در خود مي‌بينند؟ دانشمندان با استفاده از تصويربرداري ماهواره‌اي به توديو نقشه‌اي از نقطه‌هاي پرصاعقه جهان پرداخته‌اند و يكي از نظريه‌هاي مطرح براي توضيح اين رويداد،‌وجود ساختار توپوگرافيكي منحصر به فرد در مناطقي مانند درياچه ماراكايبو است كه منجر به ايجاد باد و امواج هواي گرم و سرد و در نهايت صاعقه مي‌شود.

به اين شكل زماني كه قطرات آب در هواي به شدت مرطوب با بلورهاي يخ در هواي سرد برخورد مي‌كنند، الكتريسيته ساكن در ميان ابرها ايجاد شده و ممنك است تا زمين نيز برسند.

کشف دو گونه جدید

کشف دو گونه جدید از جانداران، قورباغه مرگبار و فرشته‌ماهی شیطانی

محیط زیست > حیوانات - همشهری آنلاین:
شاید در گوشه و کنار جهان، خشکی و اعماق اقیانوس‌ها، حیوانات زیبا و تحسین‌برانگیز زیادی وجود داشته‌باشند، اما این گونه‌های جدید که به تازگی در مناطق مختلف جهان کشف شده‌اند در این دسته نمیگنجند.

براساس گزارش NBC، يكي از اين جانداران،‌فرشته‌ماهي است كه برخلاف نامش ظاهري ترسناك و شيطاني دارد. اين جاندار كه در عمق هزار تا 1524 متري از سطح آب در خليج مكزيك كشف شده‌است به دسته لاسيوگناتوس‌ها اختصاص داشته و با كمك زائده درخشان فانوس‌مانندي كه از بالاي سرش آويزان است، شكارها را به خود جذب كرده و به دام مي‌اندازد.

فرشته‌ماهی

اين ماهي توسط محققان دانشگاه‌هاي نوا و واشنگتن كشف شده‌است. به گفته اين محققان، بستر اقيانوس‌ها مهد ناشناخته‌هايي است كه هربار انسان به اين قلمرو وارد مي‌شود احتمال كشف پديده‌اي كه هرگز تاكنون مشاهده نشده، وجود خواهد‌داشت.

فرشته‌ماهي كشف شده، ماده بوده و طول بدن آن درحدود سه تا 9 سانتيمتر است. اين گونه نيز مانند ديگر فرشته‌ماهي‌هايي كه تاكنون كشف شده‌اند،‌ در تاريكي مطلق زندگي مي‌كند و روند شكارش مبتني بر زيست‌‌تابي است.

گونه‌هاي ديگري كه به تازگي كشف شده‌اند، قورباغه‌هايي برزيلي هستند كه به شدت سمي و مرگبارند و نيش زهرآلودشان روي ناحيه سر قرار گرفته‌است. يكي از محققان موسسه پژوهشي بوتانتان واقع در سائوپائولو درحين مطالعه روي يكي از اين جانداران كه كوريتومانتيس نام دارد، دچار آسيب‌ديدگي در ناحيه دست شد كه نتيجه آن درد آني و ورم شديد دست براي پنج ساعت متوالي بود.

قورباغه سمی

به نظر مي‌آيد اين محقق خوش‌شانس بوده‌است زيرا قورباغه‌اي كه باعث آسيب‌ديدگي‌اش شد نسبت به دو نوع ديگري كه مورد مطالعه قرارداشتند،‌كمتر سمي بود.

براساس محاسبات انجام شده، نيش سمي‌ترين اين قورباغه‌هاي كشنده كه آپاراسفنودون برونوي نام دارد مي‌تواند 300 هزار موش، با 80 انسان را بكشد،‌درحالي كه سم كوريتومانتيس از قدرت كشتن 24 هزار موش و 6 انسان برخوردار است. اين درحالي است كه قدرت سم يكي از مرگبارترين قورباغه‌هاي برزيلي كه تاكنون كشف شده‌است، نيم‌برابر سم كوريدومانتيس و 25 بار كم خطر‌تر از گونه ديگر است. 

به گفته محققان قدرت مسموميت بالاي ترشحات پوستي در اين حيوانات خارق‌العاده‌است. دوزيستان از تنوع سموم پوستي بالايي برخوردارند اما اين مكانيزم جديد براي انتقال سم تاكنون در ميان دوزيستان مشاهده نشده‌بود.

قورباغه‌هاي جديد داراي نيش‌هاي سخت و استخوان‌مانندي روي بخش دماغي، آرواره و پس سر هستند و گردن آنها نسبت به ديگر قورباغه‌ها از انعطاف‌پذيري بالايي برخوردار است و زماني كه به دام مي‌افتند، سم را از غدد پوستي اطراف نيش آزاد كرده و گردن را چرخانده و نيش خود را به هر سطحي كه آنها را به دام انداخته خواهند زد.

اگرچه قورباغه كوريتومانتيس از سم كم‌خطر‌تري برخوردار است،‌ اما نيش اين جاندار غدد سمي اطراف آن بزرگتر و بيشترند و مي‌توانند نسبت به گونه ديگر حجم بيشتري سم وارد بدن مهاجم سازند.

گوناگونی برگ

گوناگوني برگها
در غالب برگها، بخش نازك و گسترده اي به نام پهنك و دنبالـه اي به نـام دمبـرگ وجـود دارد.در پهنك برگ رگبرگ ها را مشاهده مي كنيد كه همان انشعابات ‌آوندها هستند. شكل پهنك، وضع رگبرگها و طرز قرار گرفتن برگها بر روي ساقه گوناگون است.
برگها از لحاظ شكل پهنك ممكن است ساده يا مركب باشند. در برگ ساده، پهنك به قطعات كوچكتر تقسيم نمي شود و لبه ي آن ممكن است صاف يا دندانه دار باشد. در برگ مركب پهنك در اثر بريدگيهاي عميق به صورت واحدهاي برگي جداگانه اي كه برگچه ناميده مي شود، در مي آيد.

رگبرگها نيز متنوعند و ممكن است منشعب يا موازي باشند. پهنك هاي برگها بر حسب نوع محيط زيست خود، تدريجاً تغييرات مناسبي حاصل مي كنند. در گياهان مناطق خشك سطح پهنك برگها فوق العاده كاهش يافته و گاهي تبديل به خار مي شوند. سطح اين قبيل برگها از كرك پوشيده شده و تعداد روزنه ها (كه براي تنفس و تعرق به كار مي آيد) به طور نسبي كمتر است. اين ويژگيها سبب مي شود كه آب كمتري از سطح برگها بخار شود.
برگها محل اصلي غذاسازي گياهند، اما بعضي مواقع برگها وظايف ديگري به عهده مي گيرند و متناسب با آن تغيير شكل مي دهند. در لوبيا، برخي برگها باريك و پيچيده اند و موجب اتصال بوته لوبيا به تكيه گاه مي شوند. فلس هاي خوراكي پياز هم نوعي برگند كه به خاطر اندوخته كردن مواد غذايي ستبر شده اند. در گياهان حشره خوار دگرگونيهاي ويژه اي در برگ به وجود آمده و براي شكار مناسب شده اند. به عنوان مثال در نوعي گياه حشره خوار به نام ديونه پهنك دو قسمتي بوده و حول لولايي كه همان رگبرگ اصلي است تا مي شود. اگر جشره اي روي برگ ديونه قرار گيرد به مدت كمتر از يك ثانيه دو قسمت پهنك تا مي شود و حشره به دام مي افتد. در اين حالت لبه هاي شانه مانند دو قسمت پهنك چنان در هم فرو مي روند كه هيچ منفذي براي خروج حشره باقي نمي ماند. در آبهاي شمال ايران نوعي گياه حشره خوار به نام توبره واش يافت مي شود كه برگهايش به صورت آبدانك كوچكي درآمده است. وقتي حشرات آبزي يا جانداران كوچك ديگر به دهانه آبدانك برخورد كند، باز مي شود و پس از كشيدن طعمه به درون خود، به سرعت بسته مي شود.

ساختار پهنك- در برش عرضي پهنك سه بخش مشخص وجود دارد كه عبارتند از روپوست، ميانبرگ و دسته هاي آوندي.
روپوست- اين بافت سطح زبرين و زيرين پهنك برگ را پوشانده است. سلول هاي روپوست بسياري از گياهان كلروپلاست ندارند. شكل بعضي از سلول هاي روپوست كه سلول هاي نگهبان روزنه نام دارند، با ساير سلول هاي روپوست تفاوت دارد. سلول هاي نگهبان روزنه، لوبيايي شكل اند و به گونه اي روبه روي يكديگر قرار گرفته اند كه ميان آنها روزنه اي به وجود مي آيد. سلول هاي نگهبان روزنه مي توانند روزنه را باز كنند يا بسته نگه دارند. اين سلول ها معمولاً در روپوست پاييني فراوان ترند و بر خلاف ساير سلول هاي روپوست كلروپلاست دارند.
سطحي از سلول هاي روپوست را كه در تماس با هواي بيرون از برگ قرار دارد، ماده اي مومي به نام كوتين مي پوشاند. به لايه ي كوتيني روي روپوست كوتيكول مي گويند. كوتيكول سلول هاي زيرين خود را در برابر سرما، نفوذ ميكروب ها و تبخير آب حفاظت مي كند.

ميانبرگ (مزوفيل)- به پارانشيمي كه بين روپوست زبرين و زيرين را پر مي كند ميانبرگ مي گويند. در ميانبرگ اكثر برگها دو نوع پارانشيم نرده اي و اسفنجي وجود دارد. ميانبرگ نرده اي شامل سلول هاي استوانه اي شكل است كه در يك يا چند رديف در زير اپيدرم بالايي قرار دارند. سلول هاي ميانبرگ اسفنجي كه به طور معمول كروي هستند، در زير پارانشيمهاي نرده اي قرار دارند و بين آنها حفره هاي بين سلولي ديده مي شود. ترتيب قرار گرفتن اين پارانشيمها به موقعيت برگ بر روي شاخه بستگي دارد. در دولپه اي ها كه برگها به طور معمول به صورت افقي قرار دارند، پارانشيم نرده اي در سمت بالا و پارانشيم اسفنجي در سمت پايين قرار مي گيرد. در برگهايي كه عوامل محيطي بر دو سطح آنها تاثير يكساني دارد مانند برگهاي بسياري از تك لپه اي ها، ميانبرگ معمولاً از نوع اسفنجي است.
دسته هاي آوندي- دسته هاي آوندي، رگبرگهاي برگ را مي سازند. در هر دسته آوندي، وضعيت قرار گرفتن آوندهاي چوبي و آبكشي نسبت به هم، همانند ساقه است، بدين ترتيب كه آوندهاي چوبي روي آوندهاي آبكشي قرار مي گيرند