پانزده عکس برتر نجومی سال ۲۰۱۱ ازدید نشنال جئوگرافیک


پانزده عکس برتر نجومی سال ۲۰۱۱ ازدید نشنال جئوگرافیک


نشنال جئوگرافیک، بهترین عکس‌های نجومی سال ۲۰۱۱ را همراه توضیحاتی منتشر کرده است که توجه شما را به آنها جلب می‌کنم. در میان ۱۵ عکس برتر انتخاب شده، عکسی از بابک امین تفرشی -چهره دوست‌داشتنی نجوم آماتوری و روزنامه‌نگاری علمی کشورمان- هم به چشم می‌خورد.

۱- شاتل فضایی اندیور:

قرار بود، مأموریت اندیور آخرین مأموریت شاتل‌های ناسا باشد، اما با تصویب یک مأموریت فضایی اضافی برای آتلانتیس، این شاتل افتخار انجام آخرین مأموریت شاتل‌ها را نصیب خود کرد و دوره سی ساله مأموریت‌های شاتل‌ها به پایان رسید.

در این عکس که در ماه می گرفته شده است، شاتل اندیور را می‌بینید که در پیرامون‌اش روشنایی شهرهای زمین پیدا است.



۲- ستاره دریایی ماداگاسکار:

این عکس زیبا در اگوست امسال توسط آژانس فضایی اروپا گرفته شده است. عکس رود بتسیبوکا در شمال غربی ماداگاسکار را نشان می‌دهد که به خلیج بُمبِتوکا می‌ریزد، این خلیج هم به نوبه خود به کانال موزامبیک می‌پیوندد.

این عکس، نمایی شبیه ستاره دریایی پیدا کرده است و رسوبات بین شاخه‌های رود، نمای رنگی زیبایی به وجود آورده‌اند.



۳- شفق قطبی جزیره:

این عکس در یکی از جزایر ایسلند گرفته شده است و در آن شفق قطبی سبزرنگ، کهکشان راه شیری را مثل قابی احاطه کرده است. این عکس در جریان دومین مسابقه عکاسی «زیبایی آسمان شب» برنده جایزه اول شد.



۴- بقایای ابرنواختر (سوپر نووا):

در ماه مارس ناسا با استفاده از رصدگر اشعه ایکس کانادا، عکس تازه‌ای از بقایایی ابرنواختر تایکو Tycho گرفت.

نور حاصل از انفجار این ابرنواختر قرن‌ها پیش یعنی در سال ۱۵۷۲ به زمین رسید و آنقدر زیاد بود که در طول روز هم با چشم غیرمسلح دیده می‌شد. این ابرنواختر ۱۳ هزار سال نوری با ما فاصله دارد.

در این عکس، اشعه ایکس با انرژی کم با رنگ قرمز و اشعه ایکس با انرژی زیاد با رنگ آبی نشان داده شده است.



۵- کهکشان پیچ و تاب خورده:

این عکس در اگوست امسال با دوربین تلسکوپ فضایی هابل از کهکشانی به نام NGC 2146 گرفته شده که اندکی از کهکشان راه شیری کوچک‌تر است. یکی از بازوهای این کهکشان ۴۵ درجه خمیدگی دارد و درجلوی هسته کهکشان قرار گرفته است. احتمالا نیروی جاذبه یک کهکشان ناشناخته نزدیک، باعث این طرز قرارگیری بازو شده است.



۶- حلقه خورشیدی:

این عکس در ماه مارس به وسیله فضاپیمای مشاهده‌گر ناسا از فوران پلاسمای خورشید گرفته شده است.



۷- شهاب ها در پنسیلوانیا :

در ۲۲ اکتبر، «جفری برکس» این عکس را در پنسیلوانیا از شهاب‌ها گرفت، در حالی که صعود ماه، که در این عکس در پشت شاخ و برگ درختان در پاییز پنهان است، او را نگران کرده بود که قادر به عکس گرفتن نباشد، او موفق شد عکس‌های زیبایی از شهاب‌ها بگیرد.



۸- ستاره پرسرعت:

این عکس به وسیله تلسکوپ فروسرخ طیف گسترده ناسا یا WISE گرفته شده است، ستاره آبی مرکز عکس، با چشم غیرمسلح به رنگ قرمز دیده می‌شود و Zeta Ophiuchi نام دارد.

گمان می‌رود که این ستاره، پیشترها، ستاره همدمی در کنار خود داشت، اما با انفجار آن ستاره، ستاره Ophiuchi تنها ماند و با سرعت افزون‌تری در ابر غباری پیرامونش، حرکت کرد.



۹- فضانورد در ایستگاه فضایی:

در این عکس فضانورد ناسا -مایک فوسام- در اتاقکی در ایستگاه فضایی بین‌المللی دیده می‌شود.



۱۰- رود ستارگان در دره «ماردی خولا»ی هیمالایا:

این عکس در نپال و با استفاده از نوردهی طولانی گرفته شده است.



۱۱- خسوف کامل ماه در ایران:

این عکس را بابک امین تفرشی در ایران و از فراز کوه‌ها البرز گرفته است. در این عکس ماه در خسوف کامل است، اما تابش غیرمستقیم نور خورشید، باعث شده با نور زرد مایل به قرمز مشخص باشد.

خسوف ماه ژوئن، طولانی‌ترین و کامل‌ترین خسوفی بود که در این دهه رخ داد. بهترین جاهایی که می‌شد این کسوف را دید، شرق آفریفا، خاورمیانه، آسیای مرکزی و غرب استرالیا بود.



۱۲- کهکشان Antennae :

این عکس با استفاده از تلسکوپی در صحرای شمال شیلی گرفته شده است. این عکس اولین عکس منتشرشده برای عموم از کهکشان Antennae است.

تلسکوپی که صحبت از آن شد ALMA نام دارد و ساخت آن در سال ۲۰۱۳ به پایان می‌یابد. این پروژه بزرگ‌ترین پروژه ساخت تلسکوپ روی سطح زمین است. ALMA متشکل از ۶۶ آنتن است که در پهنه‌ای ۱۶ کیلومتری پراکنده هستند، اطلاعات این آنتن‌ها با فیبر نوری به هم می‌پیوندند و یکی می‌شوند تا در مجموع کار یک تلسکوپ بزرگ را بکنند.



۱۳- غروب زیبای خورشید در برزیل:

این عکس در یکی از شهرهای برزیل از غروب خورشید گرفته شده است و در آن یک لکه بزرگ خورشیدی به خوبی پیداست.



۱۴- گودال‌های سطح عطارد:

این عکس در ماه سپتامبر با استفاده از کاوشگر عطارد گرفته شد. این عکس گودال‌های عجیبی روی سطح سیاره نشان می‌دهد که محتوای ناشناخته‌ای دارند که نور را بازتاب می‌دهد.



۱۵- مردی در آینه:

تصویر دانشمندی به نام مارک کلامپین در آینه‌های تلسکوپ فضایی جیمز وب افتاده است. آینه اصلی این تلسکوپ، ۱۸ بخش شش ضلعی دارد که با پیوستن به هم یک آینه با عرض ۶٫۵ متر شبیه نمای یک کندوی عسل ایجاد می‌کنند. تلسکوپ فضایی جیمز وب قرار است در سال ۲۰۱۸ به فضا پرتاب شود.

بهترین عکس های فضایی


در این گزارش تصویری، بهترین عکس‌های فضایی چند روز اخیر را به انتخاب سایت نشنال جئوگرافیک با هم مرور می‌کنیم: از کلاهک‌های سفید مریخی و ستاره باران کیهانی گرفته، تا جزیره نصف شده و سحابی پاره پاره.

چرخ ستاره‌ای



این عکس که با نوردهی طولانی گرفته شده است، چرخش شبانگاهی ستارگان را به تصویر می‌کشد در حالی‌که شفق قطبی بر فراز افق در حال درخشش است. این عکس در شبه‌جزیره مورنینگتن استرالیا گرفته شده و به تازگی در سایت جهان در شب (TWAN) به نمایش گذاشته شده است. شفق قطبی زمانی به وجود می‌آید که ذرات باردار خورشید که با نام بادهای خورشیدی شناخته می‌شوند، با جو زمین برخورد می‌کنند. برخورد این ذرات با اتم‌های اکسیژن و نیتروژن لایه یونسفر بر فراز میدان مغناطیسی قطبین زمین، باعث آزاد شدن انرژی می‌شود که به صورت این درخشش‌های رنگی در ارتفاع 97 تا 1000 کیلومتری سطح زمین دیده می‌شود.

سحابی پاره پاره


این عکس که توسط تلسکوپ بسیار بزرگ (VLT) رصدخانه جنوبی اروپا گرفته شده است، سحابی سیاره‌‌نمای فلمینگ 1 را به تصویر می‌کشد که جت‌ها و سایر ساختارهای به شدت متقارن آن مدت‌ها است که برای اخترشناسان به صورت یک راز در آمده است. تحقیقات جدید نشان می‌دهد که رقص مداری ستارگان دوقلوی کوتوله سفید در مرکز این سحابی ممکن است موتور محرک پشت این چیدمان باشد.

سحابی‌های سیاره‌نما به هیچ وجه سیاره نیستند. این نام غلط در قرن هجدهم میلادی بر روی آنها گذاشته شد، چرا که این سحابی‌ها شبیه سیارات گازی عظیم منظومه شمسی دیده می‌شدند. در حقیقت، سحابی‌های سیاره‌نما پوسته‌های درخشانی از گاز هستند که توسط ستارگان در حال مرگ مانند کوتوله‌های سفید به بیرون ریخته می‌شود.

جزیره نصف شده


حتی از فاصله 2286 کیلومتری سطح زمین نیز کاملا معلوم است شهرک ساحلی مانتول‌کینگ در نیوجرسی آمریکا ممکن است هیچ‌گاه مانند قبل نشود. طی طوفان سهمگین سندی، یک موج اقیانوسی سوراخی را در این جزیره باریک ایجاد کرد که اثرات آن به وضوح در تصاویر هوایی دیده می‌شود. طوفان سندی پل 25 میلیون دلاری مانتول‌کینگ را در هم کوبید، کل خانه‌های آن محدوده را از روی زمین محو کرد، و باعث شد تا بخشی از شهرک در اثر صدمه خطوط گازرسانی دچار حریق شود.

ستاره باران


در این تصویر ترکیبی، خوشه ستاره‌ای ماکیان OB2 که نزدیک‌ترین زایشگاه ستاره‌ای به زمین است، به خاطر انرژی صدها ستاره داغ و جوان در حال درخشش دیده می‌شود. برای تهیه این عکس، رصدخانه اشعه ایکس چاندرا به فاصله‌ای در حدود 5 هزار سال نوری خیره شد و تصویر 1500 ستاره را که پرتو ایکس از خود ساطع می‌کردند (ستارگان آبی عکس بالا) ثبت کرد. تلسکوپ فضایی اسپیتزر نیز تصویر فروسرخ (قرمز) را تهیه کرد، و تلسکوپ زمینی ایزاک نیوتن نیز تصویر مربوط به طول موج مرئی (نارنجی) را ثبت کرد.

هنوز نمرده‌ام


شاید این تصویر شبیه انفجارهای علمی تخیلی فیلم‌های هالیوودی به نظر رسد، اما کهکشان NGC 5010 در واقع مشغول گذار از یک فرگشت طولانی و غیرمخرب از یک کهکشان مارپیچی همانند کهکشان راه شیری ما، به یک نمونه بالغ‌تر یعنی کهکشان بیضوی «قرمز و مرده» است. این عکس که توسط تلسکوپ فضایی هابل گرفته شده است، کهکشان NGC 5010 را که عمدتا حاوی ستارگان قرمز و پیر است نشان می‌دهد. پرسپکتیو لبه‌ای این عکس، هم بازوهای مارپیچی فروریخته و هم شکل گرد کهکشان را به تصویر می‌کشد.

کلاهک‌های سفید مریخی


آیا این نشانه‌ای از وجود آب روی مریخ است؟ جواب این است: «نه دقیقا». امواج برخوردی موجود در این عکس که توسط دوربین HiRISE مدارگرد شناسایی مریخ گرفته شده است، در واقع نمونه‌های نسبتا نادر صخره‌های بیرون زده مریخی هستند که معمولا با غبار یا ماسه پوشیده شده‌اند. بیرون‌زدگی نوارهای صخره‌های رسوبی مریخی می‌تواند به دانشمندان کمک کند تا دریابند که ترکیب و قدرت صخره‌های مریخی چطور تغییر کرده است.

منبع: خبرآنلاین

 

کورتیزول

کورتیزول

کورتیزول یا هیدروکورتیزون (به انگلیسی: hydrocortisone) معروفترین گلوکوکورتیکوئید بدن است که از غده فوق کلیوی ترشح می‌شود.

کورتیکواستروئیدها به استروئیدهایی گفته می‌شود که در بخش قشری غده فوق کلیوی ساخته می‌شوند. استروئیدها ترکیبات چربی با چهار حلقه کربنی هستند . کورتیکواستروئیدها به دو گروه عمده مینرالوکورتیکوئیدها ( mineralocorticoids ) مانند آلدوسترون و گلوکوکورتیکوئیدها ( glucocorticoids ) مانند کورتیزول (۲۱ کربنه ) تقسیم بندی می‌شوند.

گلوکوکورتیکوئیدها مانند کورتیزول نقشهای مختلفی در بدن دارند از جمله کاهش التهاب، تخفیف واکنشهای ایمنی، تاثیر بر متابولیسم و افزایش قند خون .

تنظیم ترشح

این هورمون در بدن پاسخ به التهاب یا کاهش سطح گلوکوکورتیکوئید خون ترشح می‌شود. تنظیم ترشح آن با هورمون آزاد کننده کورتیکوتروپین (CRH) است که از هیپوتالاموس ترشح و موجب افزایش ترشح هورمون (ACTH) از هیپوفیز می‌شود این هورمون موجب افزایش ترشح کورتیزول می‌شود.

در بیماریهای گوناگونی مانند سندرم کوشینگ و بیماری آدیسون ترشح گلوکوکورتیکوئیدها افزایش یا اختلال پیدا می کند.

هفت راز فیزیک نوین

فیزیک جدیدعلیرغم پیشرفت‌های بسیار چشمگیری که در فهم جهان فیزیکی نصیب علم جدید شده است ، شمار رازهای ناشناخته‌ای که دانشمندان برای کشف آنها در تلاشند از حد و اندازه افزون است . در این مقاله به بررسی هفت راز بزرگ از میان مجموعه پرشمار اسرار کشف ناشده می‌پردازیم .

راز اول :
چه عاملی کیهان را به تکاپو وا می‌دارد؟
علم جدید تا برای این پرسش ، پاسخ خرسند کننده‌ای بدست نیاورد نمی‌تواند به کشف راز بسیاری دیگر از پدیده‌های جالب توجه اهتمام ورزد. برای درک اموری نظیر منشأ کیهان ، سرنوشت نهایی سیاهچاله‌ها ، امکان سفر در زمان ، می‌باید نخست برای این پرسش که کیهان چگونه عمل می‌کند ، پاسخ درخوری یافت شود. فیزیک قرن بیستم بر مبنای دو نظریه بنیادین یعنی نظریه نسبیت انیشتین و نظریه مکانیک کوانتومی بنیاد شد. در قرن بیست و یکم دانشمندان با بهره‌گیری از این دو نظریه توفیق یافته‌اندکه شناخت خوبی از بسیاری از ذرات بنیادی به دست آورند اما این دو نظریه ظاهراً در بن و اساس با یکدیگر ناسازگارند و تصویرهای متعارضی از واقعیت نهایی ارائه می‌دهند. حال آنکه علی الفرض واقعیت می‌باید واحد باشد . تلاش برای وحدت بخشیدن به این دو نظریه ظاهراً متعارض، بسیاری از برجسته‌ترین دانشمندان را به خود مشغول داشته است. مشکل اساسی در این است که نیروی جاذبه که نظریه نسبیت درباره آن سخن می‌گوید ، کل ساختار زمان ‌ـ‌‌‌‌‌‌‌ مکان و بنابراین تمامی کیهان را در بر گرفته ، در حالی که نظریه مکانیک کوانتومی درباره سه نیروی بنیادی دیگری سخن می‌گوید که درون این ساختار جای دارد. به این ترتیب کاربرد نظریه کوانتومی درمورد نیروی جاذبه نظیر استفاده از جزء برای فهم کل‌، با مشکلاتی جدی همراه است.

راز دوم :
کیهان از چه چیز ساخته شده است؟
رصدهایی که به وسیله اخترشناسان صورت می‌گیرد این نکته را مشخص ساخته که به ازای هر یک گرم از ماده‌ای که سیارات و ستارگان و کهکشان‌ها را بوجود آورده، چند گرم از ماده‌ای وجود دارد که ماهیت آن ناشناخته است وجود این ماده بر اساس نوع رفتاری که اجرام کیهانی از خود آشکار می‌سازند حدس زده می‌شود .
براساس قوانین فیزیک اگر آتشگردانی را با سرعت به چرخش درآوریم با سرعت در هوا به پرواز درخواهد‌آمد. در مورد ستارگانی که در حاشیه کهکشانها به دور مرکز در گردشند نیز دقیقاً همین وضع برقرار است . نخ یا رشته‌‌‌‌ای که این ستارگان را پایبند نگه می‌دارد همان نیروی جاذبه است.
اما محاسبات نشان می‌دهد که نیروی جاذبه حاصل از ماده فیزیکی قابل رؤیت موجود در کهکشانها برای نگهداری ستارگانی که با جرم عظیم و سرعت زیاد در حاشیه آنها در حال گردشند کافی نیست.
برای نگهداری این ستارگان به صورت دیوان پای‌ در زنجیر، به طناب یا رشته مستحکم‌تری نیاز است و از همین‌جا دانشمندان نتیجه گرفته‌اند که در درون هر کهکشان می‌باید ذخایر عظیمی از نوعی ماده نادیدنی وجود داشته باشد که نیروی جاذبه لازم برای جلوگیری از گریز ستارگان را فراهم می‌آورد. استدلال مشابهی دلالت می‌کند بر اینکه از این نوع ماده نادیدنی می‌باید در فضای ما بین کهکشانها نیز موجود باشد و حرکات کهکشانها را نسبت به یکدیگر تنظیم کند.

راز سوم :
آیا فرضیه نیروی ضد جاذبه که انیشتین پیشنهاد کرد نادرست بود‌ ؟
انیشتین زمانی برای برقراری نوعی تعدیل در فرضیه‌ای که درباره وضع و حال کیهان پیشنهاد کرده بود، به وجود نوعی نیروی ضد جاذبه قائل شد اما اندکی بعد این فرضیه را پس گرفت و از آن با عنوان «بزرگترین خبط علمی خود» یاد کرد.
اما تحقیقات جدید نشان می‌دهد که احیاناً وجود چنین نیرویی چندان دور از واقعیت نیست.
عبارتی که انیشتین در معادلات مربوط به فرضیه نسبیت عام خود وارد ساخت، از خاصیت نیروی دافعه برخوردار است و موجب می‌شود کیهان دچار انبساط شود . انیشتین که معتقد بود کیهان درحال ثبات قرار دارد ناگزیر شد این عبارت را اضافه کند تا اثر نیروهای انقباضی در معادلات خود ( ناشی از وجود جرم‌های عظیم در کیهان ) را خنثی سازد.

راز چهارم :
چرا ما در عالمی سه بعدی زیست می‌کنیم؟
فیزیکدانان براین باورند که ظهور عالمی که ما در آن جای داریم به دنبال وقوع مه بانگ (انفجار) اولیه امری کاملا تصادفی بوده واحیاناً کیهان هایی دیگری نیز وجود دارند که شماره ابعاد آنها متفاوت است.
صد سال قبل نویسنده ای به نام ادوین ابوت کتابی منتشر کردبا عنوان « سرزمین مسطح » که در آن عالمی دو بعدی مورد بحث قرار گرفته بود.
قوانین علمی یک جهان دو بعدی احیاناً با قوانین جهان سه بعدی ما تفاوت بسیار دارند به عنوان مثال امواج در یک جهان دوبعدی به سهولت جهان سه بعدی سیر نمی کنند و بنابراین انواع واقسام دشواریها در خصوص برقراری ارتباط وانتقال پیامها پدید می آید واز آنجا که ظهور حیات خودآگاه متکی به انتقال نخواهد شد . از سوی دیگر زندگی در عوالمی که بیش از سه بعد دارند نیز با دشواریهای خاص خود روبروست .

راز پنجم :
آیا سفر در زمان امکان‌پذیر است؟
براساس نظریه نسبیت انیشتین امکان سفر در زمان خواه به آینده وخواه به گذشته وجود در عین حال به بروز بسیاری از پاردوکس ها منجر می شود از این رو برخی از فیزیکدانان مدعی اند که برخی از موانع عملی مانع از انجام چنین سفری می شود (برای تفصیل مطلب به مجموعه مقالات ساینتیفیک امریکن در مورد مفهوم زمان رجوع شود.)

راز ششم :
آیا ما در یک صافی کیهانی زندگی می‌کنیم ؟
هر چند مفهوم سیاهچاله ها امروزه برای همگان آشناست اما این اجرام عظیم کیهانی هنوز حیله وشگفتیهای زیادی در آستین دارند ، سیاهچاله ها ستاره های بزرگی هستند که انرژی هسته ای خود را به پایان رسانده اند وهمه را در اثر تشعشع از دست داده‌اند در این حال هسته عظیم وچگال ستاره تحت تأثیر نیروی جاذبه غول آسای آن در کسری از ثانیه به درون خود ریزش می کند اگر شکل هندسی هسته دقیقاً کروی باشد ، به واسطه اثر تقارن همه ماده موجود در مرکز کره مجتمع می شود و به این ترتیب شدت میدان جاذبه تا حد بسیار بسیار زیادی افزایش می یابد.
از آنجا که جاذبه تأثیر خود را به صورت تغییر شکل زمان – مکان آشکار می سازد (نظیر یک گوی سنگین که بر روی بالش قرار داده شود شکل آن را تغییر می‌دهد) وجود یک میدان جاذبه عظیم ومتمرکز در یک نقطه هندسه زمان – مکان اطراف این نقطه را دستخوش تغییرات اساسی می سازد وحفره ای به وجود می آورد که همه چیز را به سمت خود می‌کشد.

راز هفتم :
پدیدار آگاهی از کجا وچگونه پدید آمده است ؟
پرسش بی پاسخ دیگری که ذهن فیزیکدانان را به خود مشغول داشته این است که چرا برخی از جریانهای الکتریکی نظیر آنها که در مغز وسلسله اعصاب جریان دارد با خود احساس وآگاهی به همراه می آورد در حالی که برخی دیگر از جریانهای الکتریکی نظیر آنها که در شبکه های سراسری برق سیر می کنند ظاهراً چنین آثاری با خود به همراه نمی آورند.
مساله را به صورت معکوس نیز می توان مطرح کرد چگونه است که آگاهی واحساسات که احیاناً مادی نیستند می توانند الکترونها ویونها را در مدارهای مغز به حرکت در آورند و موجب بروز پدیدارهای فیزیکی شوند سوال دیگری که می توان مطرح کرد این است که آیا اساساً این قبیل پرسشها معنا دار هستند؟ واگر چنین است آیا پاسخگویی به آنها وظیفه فیزیکدانان است؟
برخی از فیزیکدانان معتقدند که اگر فیزیک یک رشته فراگیر است واگر علم نهایتاً قابل تحویل به امور فیزیکی است در آن صورت فیزیکدانان باید به اینگونه پرسشها نیز بپردازند گاهی اوقات گفته می شود که حیات در لابلای قوانین فیزیکی مندرج است.
البته هر چند این نکته درست است که اگر قوانین فیزیکی اندکی متفاوت می بودند حیات شکل نمی‌گرفت و اما اگر اصلی تحت عنوان « اصل حیات» وجود داشته باشد نمی توان رد آن را در قوانین فیزیکی به دست آورد . برای دستیابی به این اصل باید به سراغ نظریه های ریاضی نظیر نظریه مربوط به سیستمهای بسیار پیچیده یا نظریه های اطلاعات رفت هر چه باشد هر سلول زنده به یک معنا عبارت است از سیستمهای بسیار پیچیده ای که فعالیت اصلیش پردازش اطلاعات و باز تولید است.

منبع: هوپا


یا ابوالفضل

یا ابوالفضل :

آموخته ایم از تو وفاداری را **** خون تو نوشت معنی یاری را

ای کاش که آب کربلا می آموخت *** آن روز زچشمت آبرو داری را

اسیدها و بازها

خواص کلی اسیدها و بازها

خواص کلی اسیدها و بازها

کار کردن با اسیدها:

اسیدها ویژگی های مشترک زیادی دارند:

· مزه ی ترش دارند.

· رنگ برخی از مواد را تغییر می دهند (این مواد را شناساگر می گوییم).

· شامل هیدروژن (H) هستند که می تواند با یک فلز جایگزین شود.

· بازها را خنثی می کنند.

اما واقعا اسید چیست؟

قبلا برای تعریف اسیدها از ویژگی های اسیدی استفاده می شد. اما با مفهوم جدیدی از اتم، تعریف متفاوتی از اسیدها به کار می رود.

می دانید که هسته ی یک اتم دارای پروتون هایی با بار مثبت است. اسیدها پروتون هایی به صورت یون های (H+) در محلول آزاد می کنند و برای همین است که می‌گوییم:

اسید، ماده ای است که پروتون های خود را به دیگر مواد "می بخشد"

.

اسیدها دهنده های پروتون هستند. قدیمی ترین اسیدهای مورد استفاده در صنعت، اسید سولفوریک (H٢SO٤)، اسید نیتریک (HNO٣) و اسید هیدروکلریک (HCl) هستند.

خواص کلی اسیدها و بازها

دو اسید اولی (اسید سولفوریک و اسید نیتریک) نباید هیچ گاه در آزمایشات خانگی به کار روند زیرا بسیار خطرناک هستند. این دو اسید به پوست آسیب می رسانند و اگر نزدیک چشمتان قرار بگیرند، ممکن است برای بینایی شما هم خطرناک باشند.

خواص کلی اسیدها و بازها

خواص کلی اسیدها و بازها

کار کردن با بازها:

· بازها مزه ی تند و تیز و تلخ می دهند.

· رنگ شناساگرها را تغییر می دهند.

· شامل ترکیبی از اتم های اکسیژن و هیدروژن هستند که هیدروکسیل (OH) نامیده می شوند.

· اسیدها را خنثی می کنند.

اما واقعا یک باز چه خصوصیاتی دارد؟

زمانی که یک باز در آب حل می شود، یون های هیدروکسیل (OH- ) با بار منفی را آزاد می کند. زمانی که باز خنثی می شود، این یون ها پروتون های با بار مثبت دیگر مواد را می گیرند یا "می پذیرند".

باز، ماده ای است که با گرفتن و ترکیب شدن با پروتون های دیگر مواد، با آن ها واکنش می دهد. بازها پذیرنده های پروتون هستند. مهم ترین بازها هیدروکسید سدیم ("قلیاNaOH)، هیدروکسید آمونیوم ("آمونیاکNH٤OH) و هیدروکسید کلسیم ("آهک مردهCa(OH)٢ ) هستند.

خواص کلی اسیدها و بازها

هیدروکسید سدیم کاربردهای خانگی زیادی دارد و برای تمیز کردن لوله های ظرفشویی و فاضلاب به کار می رود (نام صنعتی آن Drano است). در آزمایش های خود از این ماده با احتیاط استفاده کنید.

هیچ وقت به محلول های قلیایی به طور مستقیم دست نزنید؛ زیرا چربی طبیعی پوست را حل می کند و به پوست آسیب می رساند. اگر مواد قلیایی به چشم شما برخورد کرد، با مقدار زیادی آب شستشو دهید.

خواص کلی اسیدها و بازها

خواص کلی اسیدها و بازها

سیاره اورانوس

اورانوس

.
Uranus as seen by Voyager 2
اورانوس از دید ویجر ۲
اکتشاف
کشف توسط ویلیام هرشل
تاریخ کشف ۱۳ مارس ۱۷۸۱
مبدا J۲۰۰۰
نیم‏محور بزرگ ۲٬۸۷۶٬۶۷۹٬۰۸۲ کیلومتر
۱۹٫۲۲۹ ۴۱۱ ۹۵ ‎AU‏
خروج از مرکز ۰٫۰۴۴ ۴۰۵ ۵۸۶
آنومالی متوسط ۱۴۲٫۹۵۵ ۷۱۷°
زاویه انحراف ۰٫۷۷۲ ۵۵۶° نسبت به دایره‌البروج
۶٫۴۸° نسبت به استوای خورشید
۱٫۰۲° نسبت به Invariable plane[۱]
اوج ۳٬۰۰۴٬۴۱۹٬۷۰۴ km
۲۰٫۰۸۳ ۳۰۵ ۲۶ ‎AU
حضیض ۲٬۷۴۸٬۹۳۸٬۴۶۱ km
۱۸٫۳۷۵ ۵۱۸ ۶۳ AU
تناوب مداری ۳۰٬۷۹۹٫۰۹۵ روز
۸۴٫۳۲۳ ۳۲۶ ‎yr
میانگین سرعت مداری ۶٫۸۱ ‎km/s[۳]
قمرها ۲۷
مشخصات فیزیکی
شعاع استوایی ۲۵٬۵۵۹ ± ۴ km
۴٫۰۰۷ برابر زمین[۴][c]
شعاع قطبی ۲۴٬۹۷۳ ± ۲۰ km
۳٫۹۲۹ برابر زمین[۴][c]
پختگی قطبین ۰٫۰۲۲ ۹ ± ۰٫۰۰۰ ۸[b]
مساحت سطح ۸٫۱۱۵ ۶‎×۱۰۹ km²[۵][c]
۱۵٫۹۱ برابر زمین
حجم ۶٫۸۳۳‎×۱۰۱۳ km³[۳][c]
۶۳٫۰۸۶ Earths
جرم (۸٫۶۸۱۰ ± ۰٫۰۰۱۳)‎×۱۰۲۵ kg
۱۴٫۵۳۶ برابر زمین[۶]
GM=۵ ۷۹۳ ۹۳۹ ± ۱۳ km³/s²
متوسط چگالی ۱٫۲۷ g/cm³[۳][c]
گرانش سطحی ۸٫۶۹ m/s²[۳][c]
۰٫۸۸۶ g
سرعت فرار ۲۱٫۳ km/s[۳][c]
تناوب
چرخش
۰٫۷۱۸ ۳۳ day
۱۷ h ۱۴ min ۲۴ s[۴]
سرعت چرخش در استوا ۲٫۵۹ km/s
۹٬۳۲۰ km/h
انحراف محوری ۹۷٫۷۷°[۴]
بعد قطب شمال ۱۷ h ۹ min ۱۵ s
۲۵۷٫۳۱۱°[۴]
میل قطب شمال −۱۵٫۱۷۵°[۴]
آلبدو ۰٫۳۰۰ (bond)
۰٫۵۱ (geom.)[۳]
دمای سطح
۱ بار مرحله[۸]
۰٫۱ bar
(تروپوسفر)[۹]
حداقل متوسط حداکثر
۷۶ K
۴۹ K ۵۳ K ۵۷ K
قدر ظاهری ۵٫۹[۷] تا ۵٫۳۲[۳]
قطر زاویه‌ای ۳٫۳"–۴٫۱"[۳]
Scale height ۲۷٫۷ km[۳]
ترکیب (زیر ۱٫۳ بار) {

اورانوس (در اسطوره‌های یونان οὐρανός، خدای آسمان و معادل پارسی سره آن آهوره) هفتمین سیاره از نظر نزدیکی به خورشید وچهارمین سیاره از نظر اندازه و سومین سیاره از نظر جرم است. اورانوس هر 84 سال و 7 روز یک بار به دور خورشید می‌گردد و همچنین هر 10 ساعت و 48 دقیقه یک دور به دور خودش می‌چرخد. اورانوس دارای ۵ ماه به نام‌های میراندا، آریل، آمبریل، تیتانیا و ابرون است. این سیاره را ویلیام هرشل در سال ۱۷۸۱ میلادی کشف کرد.

یکی از سیارات هشت گانه منظومه شمسی که از لحاظ بعد فاصله اش نسبت به خورشید در ردیف هفتم پس از زحل قرار گرفته‌است فاصله متوسط این سیاره تا خورشید۲٬۸۶۹٬۶۰۰٬۰۰۰ کیلومترو۶۳ بار از کره زمین بزرگ‌تر است.اورانوس ۲۷ ماه طبیعی دارد.این سیاره با چشم غیرمسلح دیده می‌شود. محور حرکت وضعی این سیاره کاملاً با مدار حرکت انتقالیش منطبق است.سفرهای اکتشافی به این سیاره کمتر از ده ماموریت بوده که شاخصترینش ماموریت ویجر ۲ بود که این فضاپیما در ژانویه ۱۹۸۶ به آن رسید.

 

تاریخچه

افسانه‌شناسی

اورانوس کشیده شده توسط تیکو براهه

اورانوس نام یکی از اسطوره‌های یونانی است که تجسم آسمان (و بهشت) محسوب شده و پدربزرگ زئوس و پدر کرونوس می‌باشد.وی با گایا (تجسم زمین و مادر اورانوس) همبستر شد و فرزندان متعددی از وی به دنیا آورد گایا که از این موضوع خسته شده‌بود از کرونوس(یکی از فرزندان)کمک خواست و وی آلت تناسلی اورانوس را با داس برید و به دریا افکند بنابر افسانه‌ای که بین تاریخ‌شناسان مورد اختلاف است آفرودیته الهه عشق از عطری(یا خون) به وجود آمده است که هنگام افکنده شدن آلت تناسلی اورانوس به دریا، بلند شد.

کشف

این سیاره قبل از کشف به صورت یک ستاره در کاتالوگ جان فلاستمد در سال ۱۶۹۰ به عنوان ستاره «۳۴ ثور» ثبت شده بود. . اخترشناس فرانسوی پیر لمونیر این سیاره را بین ۱۷۵۰ تا ۱۷۶۹ دوازده بار (با در نظر گرفتن 4 شب متوالی) رصد کرده بود.

ولی توسط ویلیام هرشل و در خانه‌اش(اکنون موزه اخترشناسی) در شهر بث، سامرست و در ۱۳ مارس ۱۷۸۱ رصد شد,و در ۲۶ آوریل ۱۷۸۱ به عنوان دنباله‌دار گزارش شد. هرشل آن را به عنوان جرمی که در برابر ستارگان اختلاف منظر دارد گزارش داد

او اینگونه در ژورنال نگاشت "در نزدیکی زتا ثور … یا یک سحابی است یا یک دنباله‌دار". در ۱۷ مارس نگاشت "به دنبال سحابی یا دنباله‌دار به این نتیجه رسیدم که دنباله‌دار است زیرا جایش را تغییر می‌دهد". و حتی هنگامی که این جرم را به عنوان کشف به انجمن سلطنتی گزارش می‌داد باز براین باور بود که دنباله‌دار است و این عقیده را داشت تا زمانی که به طور مطلق اثبات شد که اورانوس یک سیاره است.

تلسکوپی که ویلیام هرشل با آن اورانوس را کشف کرد واقع در موزه ویلیام هرشل، بث

هرشل در ۲۳ آوریل به ستاره‌شناس سلطنتی نویل ماسکلین نگاشت: "من نمی دانم چه باید صدایشش کرد. شاید بتوان آن را به سیاره نامید.".

توسط ویلیام هرشل و در ۱۳ مارس ۱۷۸۱ به عنوان دنباله‌دار کشف شد و نام آن توسط جان بوده پیشنهاد گردید

علائم اختصاری

وجه تسمیه

اورانوس واژه‌ایست یونانی به معنای آسمان، و نیز خدایگان آسمان نیز در میان یونانیان به همین نام خوانده می‌شد. میان غربیان در بین سیارات هشگانه اورانوس تنها سیاره‌ای است که نام خود را از افسانه‌های یونانی برگرفته‌است. (برخلاف سایرین که نامی برگرفته از افسانه‌های رومی دارند.).

مدار و چرخش

تصویر HST از اورانوس که شامل نوارهای ابر، حلقه‌ها و ماه‌هایش است.

فاصله متوسط آن از خورشید ۳ میلیارد کیلومتر(۲۰ واحد نجومی است).در مدار آن بی‌نظمی‌هایی دیده شده‌است به علت اینکه کجی محور چرخش آن از ۹۰ درجه بیشتر و برابر ۹۸ درجه یا دقیقتر '97º54  است چرخش سیاره پادساعتگرد است. نزدیک‌ترین فاصله آن به زمین 27٬200 میلیون کیلومتر است.خروج از مرکز آن 0.0742 بوده که بسیار به دایره نزدیک است.به علت اینکه این سیاره 98 درجه انحراف دارد در یک چهارم حرکت آن به دور خورشید یکی از قطب‌هایش به سمت زمین است و یک چهارم بعد استوایش و یک چهارم پس از آن قطب مخالف و در انتها دوباره استوایش به سمت زمین خواهد بود.نور خورشید در اورانوس ۱/۴۰۰ نور خورشید در زمین است حرکت آن به درو خورشید ۸۴.۰۱ سال طول می‌کشد.

اولین بار عناصر مداری آن در سال ۱۷۸۳ توسط پیر سیمون لاپلاس محاسبه شد. بی نظمی در مدار آن اولین بار توسط جان کوچ آدامز و در سال ۱۸۴۱ مطرح شد و او پیشنهاد داد که جاذبه سیاره‌ای کشف نشده بر آن تاثیر می‌گذارد.در سال ۱۸۴۵ اوربین له وریر مستقلا شروع به پژوهش در زمینه مدار اورانوس پرداخت.در ۲۳ سپتامبر ۱۸۴۶ یوهان گوتفیلد گاله سیاره را کشف و نام نپتون را بر آن نهاد

کجی محور

تنها ناهید کجی محور بیشتری از اورانوس و برابر ۱۷۷ درجه دارد.اما علت این کجی احتمالا برخورد جسمی به ابعام زمین به این سیاره و در اوایل دوران زندگی‌اش بوده‌است.البته کاندیدهای دیگری هم مطرح هستند مانند برخورد یک دسته بزرگ از دنباله‌دارها در اوایل تشکیلش که این خود وجود یک اقیانوس بزرگ داخلی آن را نیز توجیه می‌کند.

بینایی

از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۶ قدر ظاهری اورانوس بین +۵.۶ تا +۵.۹ متغیر بوده است و در صورتی که در حالت ایده‌آل چشم غیرمسلح توانایی دیدن قدر ۶.۵ را دارد(این به این معنی است که می‌توان در شرایط ایده‌آل این سیاره را دید) اندازه زاویه‌ای این سیاره بین ۳.۴ تا ۳.۷ ثانیه قوسی متغیر است اما در حالت مقابله به ۳.۶ ثانیه قوسی می‌رسد. در صورتی که اندازه زاویه‌ای زحل ۱۶ تا ۲۰ ثانیه قوسی و مشتری بین ۳۲ تا ۴۵ ثانیه قوسی است.

ساختار درونی

جرم این سیاره برابر (۰٫۰۰۱۳ ± ۸٫۶۸۱۰)‎×۱۰۲۵ kg و ۱۴٫۵۳۶ برابر زمین است و چگالی آن ۱.۲۵ برآورد می‌شود در نتیجه احتمال می‌رود از جو بسیار ضخیم، گوشته‌ای مایع و هسته‌ای جامد و کوچک تشکیل شده باشد.شتاب گرانشی آن نیز ۹۰ درصد شتاب گرانشی زمین تخمین زده شده‌است. دمای بخش مایع آن ۲۳۰۰ درجه سانتیگراد و هسته آن ۷۰۰۰ درجه سانتیگراد است.

گرمای درونی

این سیاره برخلاف دیگر سیارات مشتری‌گون منبع گرمای داخلی قابل توجهی ندارد.

جو

در جو آن هیدروژن(به شکل H2) و ۱۲ درصد هلیوم و ۲ درصد متان وجود دارد اما از آنجایی که متان به شدت نور قرمز را جذب می‌کند این سیاره به رنگ آبی مایل به سبز دیده می‌شود. برررسی مادون قرمز حاکی از آن است که دمای این سیاره برابر 58 درجه کلوین است.

تصاویر رایانه‌ای نشان می‌دهدابرهای آمونیاکی به بزرگی ۲ تا ۴ کیلومتر در زیر جو اورانوس و در ارتفاعات پایین قرار دارند و این ابرها در استوا در طی 15 ساعت یک بار دور سیاره می‌زنند ولی در نزدیکی قطب این مقدار به 15 ساعت می‌رسد. به نظر می‌رسد این سیاره دارای یونیسفر قوی باشد.بیشتر بادهای این سیاره برخلاف دیگر سیاره‌های مشتری‌گون منظومه شمسی از شرق به غرب می‌وزند نه از شمال به جنوب.

جنس سطح سیاره

تروپوسفر

جو بالایی

در ارتفاعات بالایی دما ۶۴ کلوین (با تلورانس ۵ کلوین) می‌گردد و در این ارتفاعات آن بادهایی با سرعت ۳۰۰ تا ۴۰۰ متر می‌وزند و البته گردبادهایی نیز در آن وجود دارند که به شکل لکه‌هایی دیده می‌شوند.

حلقه‌ها

حلقه‌ها و ماه‌های اورانوس

حلقه‌های اورانوس در ده مارس ۱۹۷۷ در رصدخانه ایربورن کوئی‌پر ناسا و توسط جیمز الیوت کشف شد شد بدین گونه که قبل و بعد از اختفای یک ستاره پشت اورانوس، نور ستاره متناوبا کم و زیاد می‌شد و با بررسی های انجام گرفته در آن هنگام ثابت شد این سیاره ۵ حلقه دارد و بعدا به ۹ حلقه رسید بعد از گذر ویجر 2 از اورانوس به یازده حلقه افزایش یافت.این حلقه‌ها به ترتیب از بیرونی‌ترین به درونی‌ترین عبارتند از:اپسیلون،1986U1R، دلتا، گاما، اتا، بتا، آلفا،4،5،6 و ‎1986U2R‏پهنای حلقه اپسلیون به صد کیلومتر می‌رسد و خرده ریزه‌های آن بین ۱۳ تا ۱۳.۶ سانتی‌متر است اما پهنای بقیه حلقه‌ها از ۱۰ کیلومتر تجاوز نکرده و از خرده ریزهای حلقه اپسیلون کوچکترند اما کل حلقه آلبدویی برابر ۵ درصد دارد.

میدان مغناطیسی

 

میدان مغناطیسی این سیاره ۵۵تا 58.5 درجه نسبت به محور چرخش آن تفاوت دارد و این بیشترین مقداری است که در میان سیارات ثبت ش

انحراف میدان مغناطیسی اورانوس

ده‌است و پیش‌بینی می‌شود که مرکز مغناطیسی آن در مکان متفاوتی نسبت به مرکز سیاره و با فاصله‌ای حدودا 8٬000 کیلومتری باشد. ویجر 2 اثبات نمود که در اطراف اورانوس میدان مغناطیسی قوی‌ای قرار دارد اما شدت آن یک دهم میدان مغناطیسی زحل است. با این حال قدرت آن به طور متوسط 50 بار نیرومندتر از میدان مغناطیسی زمین است و دنباله‌ای به طول 465٬000 کیلومتر(18 برابر شعاع خودش) دارد. و در این مغناطوکره به علت برخورد طوفان‌های خورشیدی و دیگر پرتوهای کیهانی پلاسماهایی با دمای ۱۰٬۰۰۰ کلوین به وجود می‌آید.

اقلیم

لکه تاریک اورانوس

قمرها

اورانوس و آریل

اورانوس ۲۷ قمر طبیعی دارد که از آن ده قمر توسط ویجر ۲ کشف شد.(9 قمر در ژانویه 1996 کشف شده و در نام آنها 1996 وجود دارد و یک قمر در 31 دسامبر 1995 کشف و در نام آن 1995 وجود دارد.)بیرونی‌ترین قمر آن اوبرون و بزرگترین قمر آن تیتانا با قطر 1٬580 کیلومتر است.دو قمر کوردلیا و اوفلیا لبه‌های حلقه اپسلیون را جاروب می‌کنند.

نام قطر(کیلومتر) شعاع مدار گردش(کیلومتر)
اوبرون ۱۵۵۰ ۵۸۰۱۶۰
تیتانا ۱۵۸۵ ۴۳۳۴۴۰
اومبریل ۱۱۸۵ ۲۶۴۸۰۰
آریل ۱۱۶۰ ۱۸۹۹۲۰
میراندا ۴۸۰ ۱۲۸۶۴۰
پوکا ۱۶۰×۱۶۸ ۸۵۴۹۰
بلیندا ۴۸ ۷۴۶۶۰
روالیند ۴۸ ۶۹۵۲۰
پورشیا ۹۶ ۶۵۷۱۰
ژولیت ۸۰ ۶۳۹۸۰
دزدیمونا ۴۸ ۶۲۳۴۰
کرسدا ۸۰ ۶۱۳۹۰
بیانکا ۴۸ ۵۸۷۵۰
اوفیلیا ۲۴ ۵۲۹۹۰
کوردلیا ۱۶ ۴۹۰۱۰

 

10 خاصیت فوق‌العاده عسل را بشناسید

10 خاصیت فوق‌العاده عسل را بشناسید

در این‌ جا به 10 مورد از این خواص می‌پردازیم:

1- باعث تقویت جنین ضعیف در رحم مادر می‌شود.

2- به سلامت و توان مادران باردار کمک می‌کند.

این ماده غذایی با افزایش قابلیت جذب مواد غذایی در بدن به سلامت جنین در حین بارداری کمک می‌کند.

3- برای رشد و تقویت مغز کودکان مفید است.

از آن جا که مغز تا سن 5 سالگی رشد روزانه دارد نیاز فراوانی به مواد مغذی و مفید دارد.

4- به خاطر دارا بودن خاصیت ضدالتهابی، کمک خوبی برای درمان سوختگی‌ها به شمار می‌رود.

5- اشتهای کودکان را افزایش می‌دهد.

عناصر ویتامین B در عسل کامل بوده از این رو برای رشد سالم کودکان بسیار توصیه می‌شود.

6- به سرعت در خون پخش می‌شود؛ وقتی با میزان مناسبی آب مخلوط شود. پس از 7 دقیقه در جریان خون پخش می‌شود و با آزادسازی ملکول قند به عملکرد بهتر مغز که اصلی‌ترین مصرف کننده قند در بدن است، کمک می‌کند و مانع بروز خستگی می‌شود.

7- از جمله ضروری‌ترین غذاها برای آن دسته از افراد مسنی است که عملکرد سیستم گوارشی‌شان دچار ضعف شده است چرا که عسل منبع خوبی از انرژی و مواد مغذی است که مستقیما جذب بدن می‌شود.

8- اگر برای شستن دندان‌ها از آن استفاده شود باعث سفیدی دندان‌ها و سلامت لثه‌ها می‌شود.

9- منبع بسیار خوبی از آنتی‌اکسیدان است و نقش بزرگی در جلوگیری از سرطان و همچنین بیماریهای قلبی دارد.

10- سطح کالری آن پایین است: در مقایسه با سایر مواد قندی 40 درصد کمتر کالری دارد، هرچند انرژی آن بسیار بالاست، اما به وزن بدن، اضافه نمی‌کند.

درمان 72 بلا با خوردن نمک در آغاز و پایان غذا

درمان 72 بلا با خوردن نمک در آغاز و پایان غذا

 

نمک یکی از مواد غذایی ضروری برای بدن است و به عملکرد صحیح بدن و مغز کمک می کند، البته باید بسیار مراقب بود که مصرف زیاد نمک می‌تواند خطرات بی‌شماری برای بدن داشته باشد.

به گزارش ایسنا، بزرگان دین اسلام در راستای سفارشات خود برای تامین سلامت جسمانی انسان‌ها به نکات ریزی توصیه کرده‌اند که عمل درست و به دور از افراط و تفریط به آن‌ها می‌تواند سلامت ما را تضمین کند یکی از این سفارش‌ها درباره خوردن نمک، آثار و فواید آن به ویژه آغاز کردن و پایان دادن غذا با نمک است که به آن‌ها اشاره می‌کنیم.رسول گرامی اسلام(ص) درباره این‌که آغاز کردن و پایان دادن غذا با نمک چه فوایدی دارد؟ فرمودند: "هر کس غذای خود را با نمک آغاز کند و با نمک به پایان ببرد، از ۷۲ درد - که جذام و بَرَص(پیسی) از آن جمله است - در امان می‏‌ماند۱".

امام علی(ع) می‌فرمایند: "غذای خود را با نمک آغاز کنید. اگر مردم آنچه را در نمک هست می‏‌دانستند، آن را بر تریاقِ تجربه‏ شده برمی‏‌گزیدند، هر کس غذای خود را با نمک آغاز کند، ۷۰ درد و نیز دیگر دردهایی که فقط خداوند از آنها آگاه است، از او می‏‌رود۲".

امام باقر(ع) نیز فرمودند: "خداوند به موسی بن عمران علیه‏‌السلام وحی کرد که: «به طایفه‏‌ات بفرمای که (غذای خود را) با نمک آغاز کنند و با نمک به پایان ببرند، وگرنه جز خویش را نکوهش نکنند»۳".

امام کاظم(ع): "سفره‏‌ای که در آن نمک نباشد، بی‏‌برکت است. آغاز کردن غذا با نمک، برای تن‏درستی، بهتر است۴".

پیامبر خدا(ص): "در سفارش‏‌های ایشان به امام علی(ع): ای علی! غذا را با نمک، آغاز کن و با نمک، پایان ده؛ چه، هر کس غذای خویش را با نمک آغاز کند و با نمک پایان دهد، از ۷۲ نوع از انواع بلا که جذام، دیوانگی و پیسی از آن جمله است، به دور باشد۵".

همچنین پیامبرگرامی اسلام در باره این‌که کدام خوردنی است که از ۷۰ بیماری جلوگیری می‌کند؟ می‌فرمایند: "خداوند عز و جل به موسی بن عمران، وحی فرستاد که: «غذا را با نمک، آغاز کن و با نمک، پایان ده؛ چرا که در نمک، درمان ۷۰ درد است که کمترین آن‌ها، دیوانگی، جذام، پیسی، گلودرد، دندان‏‌درد و شکم درد باشد۶".

منبع:
۱- دعائم الإسلام، جلد ۲ ، صفحه ۱۱۴ ، حدیث ۳۷۷ ، المحاسن ، جلد ۲ ، صفحه ۴۲۴ ، حدیث ۲۴۸۲ عن السکونی عن الإمام الصادق علیه‏‌السلام، الدعوات، صفحه ۱۴۵، حدیث ۳۷۸ عن وکلّها نحوه، بحار الأنوار، جلد ۶۶ ، صفحه ۳۹۷ ، حدیث ۱۲ دانش نامه احادیث پزشکی: ۲ / ۸۰

۲- الخصال، صفحه ۶۲۳، حدیث ۱۰، الکافی ، جلد ۶، صفحه ۳۲۶، حدیث ۴، المحاسن، جلد ۲، صفحه ۴۲۲ ، حدیث ۲۴۷۸ کلاهما عن محمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عنه علیهماالسلام، کتاب من لا یحضره الفقیه، جلد ۳ ، صفحه ۳۵۷، بحار الأنوار، جلد ۶۶، صفحه ۳۹۷ ، حدیث ۱۳ ، دانش نامه احادیث پزشکی: ۲ / ۸۲

۳- الکافی، جلد ۶، صفحه ۳۲۶، حدیث ۶، المحاسن، جلد ۲، صفحه ۴۲۳ ، حدیث ۲۴۸۱ کلاهما عن فروة، بحار الأنوار، جلد ۶۶، صفحه ۳۹۶ ، حدیث ۸ دانش نامه احادیث پزشکی: ۲ / ۸۲

۴- الکافی، جلد ۶، صفحه ۳۲۶، حدیث ۵ ، المحاسن، جلد ۲ ، صفحه ۴۲۳، حدیث ۲۴۷۹ کلاهما عن الجعفری، بحارالأنوار، جلد ۶ ، صفحه ۳۹۶ ، حدیث ۷ دانش نامه احادیث پزشکی: ۲ / ۸۲



منبع خبر : خبرنامه دانشجويان ايران - http://iusnews.ir/?pageid=166135

پلوتو

پلوتو از نظر بزرگی پس از اریس، دومین سیاره کوتوله منظومه خورشیدی است که از هنگام کشف در سال ۱۹۳۰ تا ۲۴ اوت ۲۰۰۶ نهمین سیاره سامانه خورشیدی بود. اما اکنون بنا بر تعریف نوین اتحادیه بین‌المللی اخترشناسی یک سیاره کوتوله و همچنین به عنوان نمونهٔ نخست از رده جدید اجرام فرانپتونی به شمار می‌رود.

«پلوتو» گویش زبان انگلیسی است و در زبان فرانسه به آن «پلوتون» می‌گویند.

پلوتو در افسانه‌های روم باستان نام خدای زیرزمینی بوده‌است. این نام‌گذاری به دلیل فاصله بسیار دور این جرم آسمانی از خورشید صورت پذیرفته‌است.

پلوتو بزرگ‌ترین جسم فضایی در منظومهٔ خورشیدی ما است که ماموریت‌های فضایی از سوی زمین هنوز به آن نرسیده‌اند.

مدار پلوتو

مدار پلوتو و دایرةالبروج.
انحراف مدار پلوتو (قرمز) نسبت به صفحه مداری دیگر سیارات (دایرةالبروج) در این تصویر دیده می‌شود.

مدار پلوتو برخلاف مدار زمین و هفت سیاره دیگر دایره‌ای نیست بلکه بیضی است و گردش مداری آن ۲۴۸ سال زمینی طول می‌کشد.

کشیدگی مدار پلوتو بسیار زیاد و غیرعادی است به طوری که مدار آن با مدار نپتون، آخرین سیاره سامانه خورشیدی در دو نقطه تقاطع دارد. فاصله پلوتو از خورشید در اوج مداری خود ۴۹ واحد نجومی است یعنی حدود ۵۰ برابر بیشتر از فاصله زمین نسبت به خورشید است. پلوتو در حضیض خود تنها ۲۹ واحد نجومی از خورشید فاصله دارد.

مدار پلوتو با دایرةالبروج بیش از ۱۷ درجه زاویه انحراف دارد و این بدان معنی است که این سیاره کوتوله نیمی از مسیر خود را بالای صفحه گردش زمین به دور خورشید و نیمی دیگر را پایین این صفحه طی می‌کند.

یک سال پلوتویی به اندازه ۲۴۸ سال زمینی طول می‌کشد و پلوتو که به صورت طبیعی بعد از نپتون قرار دارد، در ۲۰ سال از این ۲۴۸ سال از مدار نپتون رد شده و به فاصله کمتری از خورشید نسبت به نپتون می‌رسد. آخرین باری که این اتفاق روی داد ۲۱ ژانویه ۱۹۷۹ بود که پلوتو مدار نپتون را قطع و وارد منطقه داخلی هشتمین سیاره سامانه خورشیدی شد و تا ۱۱ام فوریه ۱۹۹۹ که مجددا مدار نپتون را به قصد خارج قطع کرد در فاصله‌ای نزدیک‌تر به خورشید قرار داشت. بشر برای تجربه دوباره این رویداد باید تا سپتامبر ۲۲۲۶ صبر نماید.

با توجه به عادی نبودن گردش مداری پلوتو ممکن است انتظار برخورد این سیاره با نپتون برود اما زاویه میل و تناسب مداری ۳:۲ که بین این دو وجود دارد برخورد آن‌ها ناممکن است.

قمرهای پلوتو

تا سال ۲۰۰۵ که بررسی تصاویر دریافتی از تلسکوپ فضایی هابل باعث کشف دو قمر جدید برای پلوتو گردید، تصور می‌رفت که شارون تنها قمر پلوتو است. قمرهای جدید که در ابتدا S/2005 P1 و S/2005 P2 نامیده می‌شدند بعداً به نام‌های نیکس و هیدرا تغییر نام دادند. این دو قمر جدید بسیار کوچک بوده و تخمین زده می‌شود که قطری برابر با ۵۰ تا ۶۰ کیلومتر داشته باشند.

شارون بیشتر شبیه یک جفت برای پلوتو است تا یک قمر. از این رو به آنها سامانه «پلوتو-شارون» نیز می‌گویند.

سياره كوتوله پلوتو پيش از اين داراي چهار قمر به نام هاي شارون، نيكس، هيدرا و P4 بود و محققان ناسا روز چهارشنبه يازدهم جولاي (بيست و يكم تيرماه) رسما از كشف پنجمين قمر آن به نام S\2012 (134340) 1 يا P5 خبر دادند.

قمر P5 با استفاده از تصاوير تهيه شده توسط تلسكوپ فضايي هابل طي ماه هاي ژوئن و جولاي كشف شده است. اين قمر جديد درست يكسال پس از كشف قمر P4 شناسايي شده و با وجود شباهت ظاهري به P4 از آن كوچكتر است.

نحوه کشف

در سال ۱۸۹۴ در آریزونای آمریکا اخترشناسی به نام پرسیوال لاول، رصدخانه لاول را بنا نهاد و در آن جست وجو برای یافتن سیاره جدید آغاز کرد. او محل پلوتو را بامحاسبه اثر جاذبه اش بر روی نپتون و اورانوس پیدا کرد ولی بدون یافتن سیاره جدید در سال ۱۹۱۶ درگذشت. جوانی با نام کلاید تومباو که در رصدخانه لاول کار می‌کرد جستجو برای یافتن این سیاره را ادامه داد. تومباو در ۱۸ فوریه ۱۹۳۰ با مقایسه دو عکس متوجه تغییر مکان منبع نوری در این دو عکس شد که همان سیاره پلوتو بود. سیاره جدید که به یاد خدای مرگ رومیان باستان، پلوتو نامیده شد. البته دو حرف اول پرسیوال لاول نیز به افتخار وی آغازگر نام سیاره پلوتو می‌باشند.

در سال ۱۹۶۹، ستاره‌شناسان نخستین تصاویر دقیق از سطح پلوتو را منتشر کردند. این تصاویر که توسط تلسکوپ فضایی هابل تهیه شده بود، ۱۲ منطقه تیره و روشن را در سطح پلوتو نشان می‌داد. در سال ۱۹۷۸، ستاره‌شناسان رصدخانه نیوال (Naval) در آریزونا موفق به کشف قمر پلوتو یعنی شارون شدند. قطر این قمر ۱۲۱۰ کیلومتر است. مناطق روشن، که شامل کلاهک‌ها قطبی هستند، احتمالا نیتروژن یخ‌زده می‌باشند. مناطق تیره نیز به طور حتم متان منجمد است که به دلیل پرتوهای فرابنفش خورشیدی دچار تغییرات شیمیایی شده‌است. در سال ۲۰۰۵، یک گروه از ستاره‌شناسان که به بررسی تصاویر هابل می‌پرداختند، دو قمر ناشناخته پلوتو را کشف کردند. این ماه‌ها که بعدها نیکس و هیدرا نامیده شدند، قطری حدود ۱۶۰کیلومتر دارند و در خارج از مدار شارون قرار گرفته‌اند.

ساختار درونی

۱. نیتروژن یخ‌زده
۲. یخاب
۳. سنگ

رصدهای تلسکوپ فضایی هابل چگالی پلوتو را بین ۱٫۸ تا ۲٫۱ گرم بر سانتی متر مکعب تخمین زد. احتمالا ساختار درونی آن ۵۰ تا ۷۰ درصد از سنگ و ۳۰ تا ۵۰ درصد از یخ تشکیل شده‌است، قطر هسته آن ۱۷۰۰ کیلومتر (۷۰ درصد قطر کل سیاره) برآورد شده‌است که باعث گرمای سطوح بالایی سیاره و ایجاد اقیانوسی از آب مایع در ۱۰۰ تا ۱۸۰ کیلومتری بالای هسته می‌شود. جرم پلوتو برابر با ۰٫۲۴ درصد کره زمین و ابعاد بزرگترین قمر آن یعنی شارون ۷۰ درصد قطر پلوتو است.

کاوش‌های رباتیک

پلوتو، کارون، نیکس و هیدرا در عکسی که تلسکوپ هابل در ۱۶ فوریه ۲۰۰۶ گرفته‌است.

تا به امروز هیچ کاوشگر فضایی پلوتو را ملاقات نکرده‌است و یا حتی از نزدیکی آن نیز گذر نکرده‌است. تنها ساخته‌های زمینی که تا به حال به اندازه پلوتو از ما دور شده‌اند کاوشگرهای ویجر ۱ و ویجر ۲ بودند. در زمانی که این دو کاوشگر از محدوده مدار این سیاره کوتوله عبور می‌کردند، پلوتو در جایی بسیار دورتر از منطقه گذر روی مدار خود قرار داشت.

اما سرانجام در سال ۲۰۰۶ سازمان فضایی ایالات متحده، ناسا، کاوشگری را به مقصد پلوتو به فضا ارسال نمود. این کاوشگر فضایی که نیوهورایزنز (افق‌های نو) نامیده می‌شود، قرار است ویژگی‌های سیاره‌شناختی پلوتو و ماه‌های آن را بررسی و داده‌برداری نماید. اما سفر طولانی این فضاپیما قرار نیست با رسیدن به پلوتو پایان یابد بلکه برپایه برنامه‌ریزی‌های انجام شده کاوشگر فضایی افق‌های نو پس از گذر از کنار پلوتو به سراغ کمربند کویپر خواهد رفت تا دست کم با یکی از اجرام این کمربند نیز ملاقات کند. امید می‌رود این کاوشگر در تابستان سال ۲۰۱۵ (تیر ماه ۱۳۹۴ خورشیدی)به پلوتو برسد.

دزخت مسواک

درخت مسواک و خواص مفید آن


بیش از دویست تحقیق مختلف بر روی مواد و اثرات جالب چوب مسواک انجام گرفته که از خواص منحصر به فرد آن خبر می‌دهد. پیغمبر عظیم‌الشأن اسلام، حضرت محمد (صلی الله علیه واله و سلم)، اولین معرف و توصیه کننده‌ی این چوب در جهت بهداشت دهان و دندان بوده‌اند؛ در حالی که قبل از آن مسواکی وجود نداشته است و این بسیار جالب است.

مسواک

درخت مسواک در حقیقت درختچه ای است به ارتفاع متوسط 3 متری که شاخه های زیادی دارد و این شاخه‌ها به سمت زمین خمیده هستند و دارای پوستی نسبتاً شفاف، به رنگ سبز کمرنگ تا تقریباً سفید می‌باشند.

مناطق مهم رویش گیاه در جهان جنوب آسیا، ایران، مصر، هندوستان و حبشه می‌باشد و مهم‌ترین نواحی رویش آن در ایران لار، بندرعباس، میناب، مکران و چاه بهار است.

ترکیبات مهم

مهم‌ترین ترکیبات ریشه، ساقه و برگ گیاه شامل فلاوونوئیدها، ساپونین، تانن، ترکیبات گوگردی، بنزیل ایزوتیوسیانات، ترکیبات کلراید، فلوراید، کلسیم و سیلیسیم می‌باشد.

اثرات مهم

* اثرات ضد میکروب

قسمت‌های مختلف گیاه مسواک به علت دارا بودن تانن، ترکیبات گوگردی و ترکیبات ایزوتیوسیانات دارای اثر ضدمیکروبی قوی و گسترده بر روی انواع میکروارگانیسم ها است. ده‌ها تحقیق در جهان نشان داده است که این اثرات به خصوص در مورد میکروارگانیسم های غیر هوازی مانند استرپتوکوکوس موتانس، که باعث پوسیدگی دندان می‌باشد، انتخابی و ایده آل است.

* اثر ضد زخم

اثر ضد زخم چوب مسواک مربوط به وجود فلاوونوئیدها و تانن های موجود در آن است. گرچه ترکیبات دیگری در این مورد دخالت دارند و مسلماً موثر می‌باشند، ولی دو دسته مواد مذکور که اثر ضد زخم آن‌ها قوی می‌باشد، علت اصلی این خاصیت هستند.

* اثر دترجنت (پاک‌کنندگی و ضد جرم دندان)

کلراید قابل توجه موجود در چوب مسواک به عنوان یک دتر جنت قوی عمل نموده و از ایجاد جرم روی دندان‌ها جلوگیری می‌کند؛ به همین دلیل افرادی که به طور طولانی از چوب مسواک استفاده می‌کنند (بعضی کشورهای عربی مانند عربستان سعودی) اصولاً دندان‌های سفیدی دارند.

مسواک

* اثر ضد پوسیدگی دندان

فلوراید قابل توجه به همراه ترکیبات گوگردی، تاننی و ایزوتیوسیاناید موجود در گیاه مسواک باعث خاصیت قوی ضد پوسیدگی دندان در ساقه های گیاه شده است. کلیه‌ی اثرات ذکر شده با مکانیسم‌های مربوطه پس از تحقیقات زیادی که در نقاط مختلف جهان صورت گرفته تایید شده که خلاصه ای از آن‌ها به شرح زیر است.

تحقیق یکی از دانشمندان انگلیسی بر روی افراد مسن عربستان سعودی نشان داد که اکثر آن‌ها از دندان‌هایی سالم و سفید برخوردارند و دارای کمترین بیماری‌های دهان و دندان می‌باشند. این افراد از کودکی از چوب مسواک استفاده کرده بودند؛ بنابراین احتمالاً استفاده از چوب مسواک و موضوع مذکور قوت گرفت.

برای بررسی بیشتر و اثبات قطعی این مسئله دو گروه از دانش آموزان دو شهر عربستان که در یکی از چوب مسواک استفاده چندانی نمی‌کردند و اکثراً خمیر دندان‌های خوب و استاندارد مصرف می‌کردند و در دومین شهر که نسبت به استفاده از چوب مسواک تعصب داشتند، مورد مطالعه قرار گرفتند. تحقیق در مورد دندان‌های سالم، تعداد دندان‌های پوسیده و پیوره و یا مشکلات دیگر دهان و دندان در آن‌ها نشان داد دانش آموزانی که از چوب مسواک استفاده می‌کنند دارای وضعیت کاملاً بهتری از هر نظر نسبت به شهر دیگر داشتند. این بررسی نشان داد که مصرف چوب مسواک به خصوص در طولانی مدت می‌تواند در بهداشت دهان و دندان اثرات ایده آلی داشته باشد.

اثر ضد زخم چوب مسواک مربوط به وجود فلاوونوئیدها و تانن های موجود در آن است. گرچه ترکیبات دیگری در این مورد دخالت دارند و مسلماً موثر می‌باشند، ولی دو دسته مواد مذکور که اثر ضد زخم آن‌ها قوی می‌باشد، علت اصلی این خاصیت هستند

تحقیق جالب دیگری در این زمینه انجام شد؛ به این نحو که در یک گروه چوب مسواک به مدت چند دقیقه در دهان قرار گرفت و در گروهی دیگر از لاستیک‌های بی اثر استفاده گردید. پس از حدود 5 دقیقه بزاق دهان هر دو گروه جمع آوری شد و با روش HPLC به طور دقیق مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج نشان داد که ترکیبات بزاق دو گروه کاملاً متفاوت است؛ به این معنا که در بزاق دهان افرادی که چوب مسواک داشتند تعدادی از مواد، املاح و یون‌های بسیار با ارزش که می‌توانند با چندین مکانیسم آثار بسیار جالب و مثبتی در جهت جلوگیری از بیماری دهان و دندان بر جای گذارند، و جود داشت. این تحقیق نشان داد که مواد موجود در چوب مسواک به راحتی و در زمان بسیار کوتاه در بزاق حل می‌شوند، در حالی که مواد موثر بسیاری از گیاهان نمی‌توانند به این سرعت در بزاق دهان حل شوند. حتی یک آزمایش ساده می‌تواند این مسئله را تایید کند. در صورتی که پوست چوب مسواک را برداریم و آن را در یک استکان آب قرار دهیم، می‌بینیم در مدت کوتاهی موادی از ساقه در آب حل شده و آب کاملاً کدر می‌شود. اگر به ته استکان نگاه کنیم املاح حل شده از چوب مسواک را مشاهده می‌کنیم. تجزیه‌ی این مواد، ترکیبات ارزشمندی را که در بزاق حل می‌شوند، نشان می‌دهد.

مسواک

تحقیق دیگری در مورد اثر ضد میکروبی و ضدعفونی کننده‌ی چوب مسواک در مقایسه یا خمیردندان‌های خوب دنیا انجام شد؛ به این صورت که در تعدادی از افراد قدرت ضدمیکروبی و ضدعفونی کننده‌ی بزاق پس از استفاده از خمیر دندان در زمان‌های مختلف اندازه گیری شد. در تحقیق جداگانه ای گروه دیگری که از چوب مسواک استفاده کرده بودند، مورد آزمایش قرار گرفتند. نتایج آزمایش‌ها نشان داد که خاصیت ضدمیکروبی چوب مسواک از لحظه‌ی ورود به دهان شروع می‌شود و به مدت طولانی دوام دارد؛ در حالی که دوام خمیر دندان‌ها بسیار کوتاه بوده و قابل مقایسه با چوب مسواک نیست.

یک تحقیق بسیار ارزشمند و جالب در مورد ماده‌ی موثر چوب مسواک به نام بنزیل ایزوتیوسیاناید نشان داد که این جسم پس از ورود چوب مسواک به دهان در بزاق حل می‌شود. این ماده با یک اتم اکسیژن هیدروژن پراکسید (H2 O2) که از فعالیت میکروارگانیسم های دهان حاصل می‌شود ترکیب شده و تولید آب معمولی و ترکیب جدید اکسید بنزیل ایزوتیوسیاناید می‌کند. در این عمل اضافه‌ی آب اکسیژنه (هیدروژن پراکساید) موجود در بزاق خنثی شده و آسیب به بافت‌های مخاطی دهان را کاهش می‌دهد.

همزمان ترکیب جدید اکسید بنزیل ایزوسیاناید تولید می‌شود که قدرت ضدعفونی کننده‌ی آن از بنزیل ایزوتیوسیاناید قوی‌تر است. دانشمندان قبلاً به این نتیجه رسیده بودند که ترکیب بنزیل ایزوتیوسیاناید به مقدار کم و به طور طبیعی توسط غدد بزاقی در دهان ترشح می‌شود و این یکی از اعجازهای درخت مسواک می‌باشد که در نوع خود منحصر به فرد است.

بیش از دویست تحقیق مختلف بر روی مواد و اثرات جالب چوب مسواک انجام گرفته که از خواص منحصر به فرد آن خبر می‌دهد. پیغمبر عظیم‌الشأن اسلام، حضرت محمد (صلی الله علیه واله و سلم)، اولین معرف و توصیه کننده‌ی این چوب در جهت بهداشت دهان و دندان بوده‌اند؛ در حالی که قبل از آن مسواکی وجود نداشته است و این بسیار جالب است.

کلراید قابل توجه موجود در چوب مسواک به عنوان یک دتر جنت قوی عمل نموده

و از ایجاد جرم روی دندان‌ها جلوگیری می‌کند

طریقه مصرف

در کشور عربستان سعودی و بعضی کشورهای عربی دیگر قطعات حدوداً 10 سانتی متری با قطر حدود یک سانتی متر از ساقه های گیاه به صورت بسته های 50 تا 100 عددی به وفور به فروش می‌رسد که هر قطعه از آن به مدت یک روز در آب قرار گرفته و سپس پوست همان قسمت جدا می‌شود. به این ترتیب فیبرهای طولی این ساقه به شکل مسواک در می‌آید که آن را به آرامی بر روی دندان‌ها می‌کشند. با این عمل ضمن مسواک شدن دندان‌ها مواد مختلف این چوب در بزاق حل شده و آثار مختلف آن در دهان، لثه و دندان‌ها اعمال می‌شود. هم چنین از فیبرهای نازک ساقه جهت خلال کردن دندان استفاده می‌گردد.

لازم به ذکر است که برای ما ایرانیان که از کودکی به این کار عادت نکرده ایم، این کار ممکن است صدماتی به دهان وارد کند؛ از این رو ضمن سال‌ها تحقیق نگارنده در مورد استفاده از خواص اعجاب انگیز چوب مسواک در بهداشت دهان و دندان، دهان‌شویه ای فرموله گردیده که ماده اصلی آن عصاره چوب مسواک می‌باشد و می‌تواند خواصی مشابه با چوب مسواک در دهان و دندان ایجاد کند. این دهان‌شویه به افتخار نام ایران و با استفاده از نام علمی گیاه «پرسیکا» نام‌گذاری شد.

شق القمر

به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران، یکی از اتفاقات مهم صدر اسلام، اعجاز شکافتن ماه توسط رسول گرامی اسلام است که شق القمر نام گرفته است.

در اوّلین آیه سوره قمر مى خوانیم «اقتربت الساعة وانشقّ القمر» قیامت نزدیک شد و ماه از هم شکافت.

آیات اولیه ی سوره قمر حاکی از این است که ماه در گذشته شکاف عظیمی برداشته و دو نیم شده است و عکس‌هایی که توسط فضانوردان موسسه ناسا از سطح کره ماه گرفته شده است شکاف‌هایی را بر روی این کره نشان می‌دهد که وقوع این معجزه عظیم را اثبات می‌کند.

شب چهاردهم ماه ذیحجه بود. مشرکان گفتند اگر تو پیامبر خدایی ماه را به دو نیم کن. حضرت فرمودند: اگر این کار را بکنم شما ایمان می آورید. گفتند آری. حضرت ماه را به دو نیم کرد. رسول گرامی اسلام تک تک آنها را صدا زد و گفت ببینید. ولى آنها هنگامى که نشانه بر صدق دعوت پیامبر(ص) را مى بینند اعراض کرده و مى گویند این سحرى همیشگى است که مکرر از او سر مى زند.

خداوند در سوره قمر مى فرماید: «اِقْتَرَبَتِ السّاعَةُ وانْشَقَّ القَمَر واِنْ یَرَوا آیةً یُعْرِضوُا وَ یَقوُلُوا سِحرٌ مُسْتَمِر» یعنى قیامت نزدیک شد و ماه از هم شکافت پیامبر(سوره قمر، آیه ۱) آخر الزمان مبعوث شده و بعث آن، دلیل بر نزدیک شدن قیامت است و ماه به معجره او شکافت .

بر اساس اکتشافات و علم نجوم، چنین امری نه تنها محال نیست بلکه موارد دیگری از آن در طول تاریخ مشاهده شده است که اجرام آسمانی از هم جدا می شوند.

یک محقق اردنی با ارسال گزارشی به ناسا آنان را نسبت به این موضوع مطلع ساخت که مسلمانان، این پدیده را متعلق به ۱۴۰۰ سال پیش می دانند و مرتبط به معجزه ای از پیامبر اسلام (ص) به نام ” شق القمر” است. ناسا هیچ تفسیری برای کشف خود نیافته است. زیرا این اتفاق نادر تا کنون برای هیچ جرم آسمانی به وقوع نپیوسته است.”

هلیم

  هلیم (Helium) با نشان شیمیایی He یک عنصر شیمیایی با عدد اتمی ۲ و وزن اتمی ۴٫۰۰۲۶۰۲ است. این عنصر، بی بو، بی رنگ، بی مزه، غیرسمّی، از دیدگاه شیمیایی بی اثر و تک اتمی است که در جدول تناوبی استاندارد در بالای گروه گازهای نجیب جا دارد. دمای ذوب و جوش این ماده در میان دیگر عنصرها بسیار پایین است به همین دلیل در دمای اتاق و البته در بیشتر موارد به گازی است مگر شرایط بسیار ویژه‌ای بر آن گذرانده شود.
هلیم دومین عنصر سبک جهان است و از دید فراوانی در جایگاه دوم است. نزدیک به ۲۴٪ از جرم گیتی از آن این عنصر است که این مقدار بیش از ۱۲ برابر ترکیب تمام عنصرهای سنگین است. هلیم به همان صورت که در خورشید و هرمز یافت می‌شود در جهان پیدا می‌شود و این به دلیل انرژی بستگی (به ازای هر هسته) بسیار بالای هلیم-۴ نسبت به سه عنصر دیگر پس از آن در جدول تناوبی است. بیشتر هلیم موجود در گیتی، هلیم-۴ است و گمان آن می‌رود که در جریان مه بانگ پدید آمده باشد. امروزه با کمک واکنش‌های همجوشی هسته‌ای در ستاره‌ها، گونه‌های تازه‌ای از هلیم ساخته شده‌است. واژهٔ هلیوم از واژهٔ یونانی هلیوس گرفته شده به معنای «ایزد خورشید» گرفته شده‌است. زمانی که هنوز هلیم شناخته نشده بود، ستاره شناس فرانسوی ژول ژانسن در جریان خورشیدگرفتگی سال ۱۸۶۸ برای نخستین بار در طیف‌سنجی نور خورشید، خط زرد طیفی هلیم را دید. برای همین هنگامی که از نخستین کسانی که هلیم را شناسایی کردند یاد می‌شود نام ژول ژانسن در کنار نام نورمن لاکیر جای می‌گیرد. در جریان همان خورشیدگرفتگی، نورمن لاکیر پیشنهاد کرد این خط زرد می‌تواند به دلیل یک عنصر تازه باشد. دو شیمیدان سوئدی با نام‌های پر تئودر کلیو و نیلز آبراهام لانگلت در سال ۱۸۹۵ این عنصر را شناسایی و اعلام کردند. آن‌ها هلیم را از سنگ کلویت که معدن اورانیم است بدست آوردند. در سال ۱۹۰۳ منابع بزرگ هلیم در میدان‌های گازی ایالات متحده پیدا شد که یکی از بزرگترین منابع این گاز است. یکی از کاربردهای مهم هلیم در سرماشناسی است. نزدیک به یک-چهارم هلیم تولیدی در این زمینه بکار می‌رود. ویژگی خنک سازی هلیم بویژه در خنک کردن آهن‌رباهای ابررسانا مهم است. این آهن رباها به صورت تجاری در اسکنرهای ام آر آی کاربرد دارد. کاربرد صنعتی دیگر هلیم در فشار وارد کردن برای نمونه به عنوان گاز تخلیه کننده‌است. همچنین به عنوان هوای محافظ در جوشکاری با قوس الکتریکی، در فرایندهایی مانند کشت بلورها در ساخت قرص‌های سیلیسیم از این گاز بهره برده می‌شود. نزدیک به نیمی از هلیم تولیدی در این زمینه کاربرد دارد. یکی دیگر از کاربردهای شناخته شدهٔ هلیم در ویژگی بالابری در بالون‌ها و کشتی‌های هوایی است. تنفس حجم اندکی از گاز هلیم می‌تواند برای چندی در کیفیت و زنگ صدای انسان تاثیر بگذارد. این اثرگذاری تنها از آن هلیم نیست بلکه هر گازی که چگالی متفاوتی با هوا داشته باشد از این ویژگی برخوردار است. در پژوهش‌های دانشگاهی رفتار دو فاز سیال هلیم-۴ (هلیمI و هلیمII) در بحث‌های مربوط به مکانیک کوانتوم و یا پژوهش دربارهٔ پدیده‌هایی مانند ابررسانایی که با دماهای نزدیک به صفر مطلق در ماده کار می‌کند، مهم است. هلیم در هواکُرهٔ زمین بسیار کمیاب است (نزدیک به ۰٫۰۰۰۵۲٪ حجمی) بیشتر هلیومی که در خاک زمین پیدا می‌شود در اثر واپاشی هسته‌ای طبیعی در عنصرهای سنگین پرتوزا مانند اورانیم و توریم پدید آمده‌است؛ به این ترتیب که در اثر واپاشی، ذره‌های بتا از عنصر تابیده شده و هستهٔ هلیم-۴ بدست آمده‌است. هلیم بدست آمده از واپاشی به آسانی به صورت فشرده با درصدی نزدیک به ۷٪ حجمی، در دام گاز طبیعی گرفتار می‌شود. سپس می توان با روش‌های صنعتی و به صورت تجاری با کاهش دمای آمیختهٔ هلیم و گاز طبیعی، هلیم را از دیگر گازها جدا ساخت. این روش تقطیر جزء به جزء نام دارد. خط‌های طیفی هلیوم ویژگی‌های کلی نام, نماد, عدد هلیم, He, 2 تلفظ به انگلیسی /ˈhiːliəm/ HEE-lee-əm نام گروهی برای عناصر مشابه گازهای نجیب گروه، تناوب، بلوک ۱۸, ۱, s جرم اتمی استاندارد 4.002602 g·mol−۱ آرایش الکترونی 1s2 الکترون به لایه 2 (تصویر) ویژگی‌های فیزیکی حالت گاز چگالی (0 °C, 101.325 kPa)
0.1786 g/L چگالی مایع در m.p. 0.145 g·cm−۳ نقطه ذوب (at 2.5 MPa) 0.95 K, −272.20 °C, −457.96 °F نقطه جوش 4.22 K, −268.93 °C, −452.07 °F نقطه بحرانی 5.19 K, 0.227 MPa گرمای هم‌جوشی 0.0138 kJ·mol−1 گرمای تبخیر 0.0829 kJ·mol−1 ظرفیت گرمایی 5R/2 = 20.786 J·mol−۱·K−۱ فشار بخار (defined by ITS-90) فشار (پاسکال) ۱ ۱۰ ۱۰۰ ۱k ۱۰k ۱۰۰k دما (کلوین)     1.23 1.67 2.48 4.21 ویژگی‌های اتمی الکترونگاتیوی no data (مقیاس پاولینگ) انرژی‌های یونیزه شدن 1st: 2372.3 kJ·mol−1 2nd: 5250.5 kJ·mol−1 شعاع کووالانسی 28 pm شعاع واندروالانسی 140 pm متفرقه ساختار کریستالی شش وجهی مغناطیس دیامغناطیس[۱] رسانایی گرمایی (300 K) 0.1513 W·m−1·K−1 سرعت صوت 972 m/s عدد کاس 7440-59-7 پایدارترین ایزوتوپ‌ها مقاله اصلی ایزوتوپ‌های هلیم iso NA نیمه عمر DM DE (MeV) DP 3He 0.000137%* 3He ایزوتوپ پایدار است که 1 نوترون دارد 4He 99.999863%* 4He ایزوتوپ پایدار است که 2 نوترون داردs *مقدارهای تقریبی، مقدار دقیق آن بسته به جا، ممکن است فرق کند. پیشینه نخستین نشانهٔ هلیم در ۱۸ اوت سال ۱۸۶۸ به صورت یک میلهٔ زرد رنگ در طول موج ۵۸۷٫۴۹ نانومتر در طیف سنجی فام‌سپهر خورشید دیده شد. این خط زرد رنگ را ستاره شناس فرانسوی ژول ژانسن در هنگام یک خورشیدگرفتگی کامل در گونتور هند شناسایی کرد.نخست گمان برده شد که شاید این خط زرد، سدیم است. در ۲۰ اکتبر همان سال، ستاره شناس انگلیسی، نورمن لاکیر یک خط زرد رنگ در طیف سنجی نور خورشید پیدا کرد و چون این خط نزدیک به خط‌های شناخته شدهٔ D۱ و D۲ سدیم بود، آن را D۳ خط‌های فرانهوفر نامید.او حدس زد که این خط باید توسط یک عنصر درون خورشید که در زمین ناشناخته‌است، پدید آمده باشد. لاکیر و شیمیدان انگلیسی ادوارد فرانکلند واژهٔ یونانی ἥλιος (هلیوس) به معنی «خورشید» را برای این عنصر برگزیدند. خط‌های طیفی هلیم در ۱۸۸۲، فیزیکدان ایتالیایی، لوئیجی پالمیری، هنگامی که خط‌های طیفی D۳ گدازه‌های آتشفشان وزوو را پردازش می‌کرد توانست برای نخستین بار هلیم را در زمین شناسایی کند. در ۲۶ مارس ۱۸۹۵ شیمیدان اسکاتلندی ویلیام رمزی توانست، هلیم کانی کلویت را با کمک اسیدهای معدنی، به دام اندازد. کلویت آمیخته‌ای از اورانیت و دست کم ۱۰٪ عنصرهای خاکی کمیاب است. رمزی در جستجوی آرگون بود اما پس از جداسازی نیتروژن و اکسیژن از گاز آزاد شده با کمک اسید سولفوریک، در طیف سنجی خود به یک خط زرد روشن رسید که با خط D۳ دیده شده در طیف سنجی خورشید هماهنگ بود.این نمونه‌ها از سوی لاکیر و فیزیکدان بریتانیایی، ویلیام کروکز به عنوان هلیم شناسایی شد. در همان سال به صورت مستقل، دو شیمیدان با نام‌های پر تئودر کلیو و نیلز آبراهام لانگلت، در اوپسالای سوئد توانستند هلیم کلویت را به دام اندازند. آن‌ها به اندازهٔ کافی این گاز را جمع آوری کردند که بشود وزن اتمی آن را دقیق بدست آورد.دانشمند آمریکایی زمین‌شیمی، ویلیام فرانسیس هیلبرند پیش از دست آورد رمزی، هنگام طیف سنجی نمونه کانی‌های اورانیت دریافته بود که خط‌های طیفی غیرمعمولی در نتیجه‌هایش پیدا می‌شود. اما هیلبرند گمان کرد که این خط‌های طیفی مربوط به نیتروژن است. نامهٔ تبریک او به رمزی چیزی نزدیک به یک کشف علمی در نظر گرفته می‌شود. در سال ۱۹۰۷ ارنست رادرفورد و توماس رویدز نشان دادند که ذره‌های آلفا همان هستهٔ هلیم اند. آن‌ها برای این کار، اجازه دادند تا ذره‌ها در دیوار شیشه‌ای نازک یک لولهٔ تهی نفوذ کند. سپس لوله را تخلیه کردند تا گاز تازهٔ جمع شده در آن را طیف سنجی کنند. در سال ۱۹۰۸ یک فیزیکدان هلندی به نام هایک کامرلینگ اونس توانست دمای هلیم را به زیر یک کلوین برساند و آن را مایع کند.او در ادامه تلاش کرد تا دمای هلیم را پایین تر آورد و آن را جامد کند اما کامیاب نشد. دلیل ناکامی او این بود که هلیم دارای نقطهٔ سه‌گانه نیست یعنی دارای دمایی نیست که در آن حالت‌های جامد، مایع و گازی در تعادل باشند. پس از چند سال، در ۱۹۲۶ ویلم هندریک کییزم که دانشجوی اونس بود توانست 1 cm۳ هلیم را با افزودن فشار، جامد کند. در ۱۹۳۸، فیزیکدان روس، پیوتر کاپیتسا دریافت که در دمای نزدیک به صفر مطلق، هلیم-۴ تقریبا هیچ گرانروی ندارد، امروزه به این پدیده ابرروانروی می گوییم. این پدیده با چگالش بوز-اینشتین مرتبط است. در ۱۹۷۲ همین پدیده در هلیم-۳ هم دیده شد، اما این بار در دمایی بسیار نزدیک تر به صفر مطلق. دانشمندان آمریکایی داگلاس دین اشرفت، دیوید موریس لی و رابرت کلمن ریچاردسون کسانی بودند که به ابرروانروی در هلیم-۳ پی بردند. گمان آن می‌رود که این پدیده در هلیم-۳ به جفت فرمیونها در ساخت بوزون، در برابر جفت‌های کوپر الکترون‌ها که پدیدآورندهٔ ابررسانایی است، ارتباط داشته باشد. حالت‌های گازی و پلاسما هلیم، پس از نئون، کم واکنش ترین گاز نجیب و البته دومین عنصر کم واکنش پذیر در میان همهٔ عنصرها است. این گاز کم واکنش، در همهٔ شرایط استاندارد به صورت تک‌اتمی باقی می‌ماند. هلیم به دلیل داشتن جرم مولی نسبتا پایین، دارای رسانش گرمایی و ظرفیت گرمایی بالایی است و سرعت صدا هم در آن، در حالت گازی، از هر گاز دیگری به جز هیدروژن، بالاتر است. همچنین به دلیل همانند و به دلیل کوچکی اندازهٔ اتم هلیم، نرخ پخش در اجسام جامد، سه برابر بیشتر از نرخ پخش هوا و برابر با ۶۵٪ نرخ پخش هیدروژن است. هلیم نسبت به دیگر گازهای تک اتمی از همه کمتر در آب حل می‌شود. و نسبت به دیگر گازها، می توان گفت یکی از کم حل شدنی ترین گازها است؛ ضریب حلالیت این گاز 0.70797 x۲/۱۰−۵ است که از CF۴ و SF۶ و C۴F۸ که به ترتیب دارای میزان حلالیت‌های ۰٫۳۸۰۲ و ۰٫۴۳۹۴ و 0.2372 x۲/۱۰−۵ اند، بیشتر است (مول).ضریب شکست هلیم بیش از هر گاز دیگری به یک نزدیک است.ضریب ژول-تامسون هلیم در دمای معمولی پیرامونش، منفی است به این معنی که اگر اجازه دهیم این گاز آزدانه افزایش حجم پیدا کند، گرم تر می‌شود. اما اگر هلیم در زیر دمای واژگون ژول-تامسون (در حدود ۳۲ تا ۵۰ کلوین در یک اتمسفر) باشد، اگر اجازه داشته باشد آزادانه افزایش حجم پیدا کند، دمای آن پایین می‌آید. با توجه به این ویژگی اگر دمای هلیم از این دما پایین تر آماده باشد، می توان با افزایش حجم، آن را خنک و مایع کرد. بیشتر هلیم فرازمینی (بیرون از کرهٔ زمین) در حالت پلاسما یافت می‌شود. در این حالت، ویژگی‌های ماده بسیار متفاوت از ویژگی‌های حالت اتمی آن است. در حالت پلاسما، الکترون‌ها دیگر در بند هسته نیستند درنتیجه دارای رسانایی الکتریکی بسیار بالایی خواهد بود حتی اگر تنها بخشی از آن یونی شده باشد. ذره‌های باردار به شدت از میدان مغناطیسی و الکتریکی پیرامون تاثیر می‌پذیرند. برای نمونه در بادهای خورشیدی با هیدروژن یونی، ذره‌ها با مغناط‌کرهٔ زمین اندرکنش پیدا می‌کند و باعث پدید آمدن شفق قطبی و جریان بیرکلند می‌شود. حالت‌های مایع و جامد برخلاف دیگر عنصرها در فشار معمولی، هلیم تا دمای صفر مطلق، همچنان مایع باقی می‌ماند. دلیل این پدیده را می توان با مکانیک کوانتوم توضیح داد: بویژه انرژی نقطهٔ صفر این سامانه بسیار بالا است برای اینکه بخواهد اجازه دهد هلیم جامد شود. هلیم برای جامد شدن باید به دمایی میان ۱ تا ۱٫۵ کلوین (۴۵۷- فارنهایت یا ۲۷۲- سلسیوس) و فشاری نزدیک به ۲٫۵ مگاپاسکال برسد.معمولا شناسایی هلیم جامد از مایع کمی دشوار است چون ضریب شکست هر دو بسیار نزدیک است. هلیم در حالت جامد دارای نقطهٔ ذوب دقیق است، ساختار بلوری دارد و بسیار تراکم پذیر است تا حدی که با وارد کردن فشار بر آن می توان تا بیش از ۳۰ درصد حجم آن را کاهش داد.ضریب کشسانی حجمی آن نزدیک به ۲۷ مگاپاسکال است که تقریبا ۱۰۰ برابر بیشتر از آب تراکم پذیر است. چگالی هلیم جامد در دمای ۱٫۱ کلوین و فشار ۶۶ اتمسفر، ۰٫۲۱۴ ± ۰٫۰۰۶ g/cm۳ و در دمای صفر کلوین و فشار ۲۵ بار (۲٫۵ مگاپاسکال)، ۰٫۱۸۷ ± ۰٫۰۰۹ g/cm۳ است. ایزوتوپ تا کنون ۸ ایزوتوپ برای هلیم پیدا شده‌است. که از میان آنها هلیم-۳ و هلیم-۴ تنها ایزوتوپ‌های پایدار آن اند. در هواکرهٔ زمین در برابر هر یک اتم هلیم-۳ یک میلیون هلیم-۴ وجود دارد.برخلاف بیشتر عنصرها، فراوانی ایزوتوپ‌های هلیم بسته به منبع تولید و فرایند پدیداری شان بسیار متفاوت است. فراوان ترین ایزوتوپ آن، هلیم-۴ در زمین از راه واپاشی آلفای عنصرهای پرتوزای سنگین تر تولید می‌شود. پرتوهای آلفای تابیده شده همگی هسته‌های یونیزه شدهٔ هلیم-۴ اند. هلیم-۴ به طرز غیرمعمولی هستهٔ پایداری دارد چون ذره‌های هسته‌ای آن از آرایش الکترونی پایداری برخوردازند. این ایزوتوپ‌ها در جریان هسته‌زایی مهبانگ به فراوانی تولید شدند. هلیم-۳ به مقدار بسیار ناچیز یافت می‌شود که بیشتر آن از هنگامهٔ ساخت زمین به جای مانده. گاهی هم هلیم گیر افتاده در گرد و غبار کیهانی هم وارد زمین شده‌است.همچنین در اثر واپاشی بتای تریتیوم هم اندکی هلیم-۳ تولید می‌شود. در سنگ‌های پوستهٔ زمین ایزوتوپ‌هایی از هلیم پیدا می‌شود که نسبت یک به ده دارد با توجه به این نسبت‌ها می توان دربارهٔ منشا سنگ‌ها و ساختار گوشتهٔ زمین پژوهش کرد. هلیم بیش از همه به عنوان محصول واکنش‌های همجوشی در ستاره‌ها پیدا می‌شود. بنابراین در محیط‌های میان ستاره‌ای نسبت هلیم-۳ به هلیم-۴ نزدیک به صد برابر بیشتر از نسبت آن در زمین است.در ماده‌های فرازمینی مانند سنگ‌های موجود در ماه یا سیارک‌ها می توان ردّ پای هلیم-۳ را از هنگامی که در اثر بادهای خورشیدی پرتاب شدند، پیدا کرد. غلظت هلیم-۳ موجود در ماه، ۰٫۰۱ ppm است (یک بخش در میلیون) که بسیار بالاتر از مقدار آن، ۵ ppt در هواکرهٔ زمین است (یک بخش در تریلیون).دسته‌ای از جملهٔ آن‌ها جرارلد کالسینسکی در سال ۱۹۸۶ پیشنهاد دادند که در سطح ماه جستجو شود و از معدن‌های هلیم-۳ آن برای واکنش همجوشی هسته‌ای بهره برداری شود. هلیم-۴ مایع را می توان با کمک کولرهای آبی ویژه تا نزدیک به ۱ کلوین سرد کرد. روش سردسازی هلیم-۳ مانند هلیم-۴ است با این تفاوت که هلیم-۳ نقطهٔ جوش پایین تری، نزدیک به ۰٫۲ کلوین دارد و این فرایند در سردساز هلیم-۳ روی می‌دهد. اگر بخواهیم مخلوطی از هلیم-۳ و هلیم-۴ با نسبت‌های برابر در زیر ۰٫۸ کلوین داشته باشیم این دو به به دلیل ناهمانندی به صورت دو بخش مخلوط نشدنی از هم جدا می‌شوند (اتم‌های هلیم-۴ را بوزون‌ها تشکیل می‌دهد در حالی که در هلیم-۳ فرمیون‌ها سازندهٔ اتم‌هایند.) این ویژگی هلیم در یخچال‌های رقیق‌سازی برای رسیدن به دمای چند میلی کلوین به کار می‌آید. می توان به صورت آزمایشگاهی هم ایزوتوپ هلیم درست کرد اما این ایزوتوپ‌ها خیلی زود به دیگر ماده‌ها دگرگون می‌شوند. برای نمونه می توان از هلیم-۵ یاد کرد که دارای کوتاه ترین نیمه‌عمر، ۷٫۶×۱۰−۲۲ ثانیه‌است. پس از آن هلیم-۶ است که تابش بتا و نیمه عمر ۰٫۸ ثانیه دارد. هلیم-۷ ذرات بتا و پرتوی گاما می تاباند. هلیم-۷ و هلیم-۸ هر دو در شرایط ویژهٔ واکنش‌های هسته‌ای پدید می‌آیند.    هلیم-۶ و هلیم-۸ هر دو با نام Nuclear halo هم شناخته شده‌اند. به این معنی که شعاع بدست آمده برای آنها بسیار بیشتر از مقدار پیشبینی شده توسط مدل‌های اندازه گیری (برای نمونه liquid drop model) است. کاربرد هیلم دارای ویژگی‌های یکتایی است که در بسیاری جاها به آن نیاز است. این ویژگی‌های هلیم عبارتند از: نقطهٔ جوش، چگالی و حل شوندگی پایین، رسانش گرمایی بالا و واکنش ناپذیر بودن آن. از سال ۲۰۰۸ میزان تولید هلیم، ۳۲ میلیون کیلوگرم یا ۱۹۳ میلیون مترمکعب در سال بوده‌است که بیشترین کاربرد آن (نزدیک به ۲۲ درصد کل در سال ۲۰۰۸) در کاربردهای سردکننده بویژه در آهن‌ربای ابررسانا‏ در دستگاه‌های ام‌آرآی است. دیگر کاربردهای مهم آن (۷۸ درصد کل در سال ۱۹۹۶) برای ایجاد فشار، هوای پیرامونی کنترل شده و جوشکاری بوده‌است. هوای پیرامونی کنترل شده هلیم به دلیل ویژگی واکنش ناپذیری، به عنوان یک گاز محافظ در کشت بلورهای سیلیسیم و ژرمانیم، تولید در تیتانیم و زیرکونیم و در کروماتوگرافی گازی به کار می‌آید.همچنین به دلیل داشتن ویژگی‌های نزدیک به طبیعت گاز ایده‌آل، سرعت بالای صدا در آن و نسبت ظرفیت گرمایی بالا، برای کاربرد در تونل‌های باد فراصوتی و ابزارهای آزمون افزایش ناگهانی آنتالپی (Impulse facility) مورد نیاز است. جوشکاری با گاز محافظ و الکترود تنگستنی هلیم، در فرایند جوشکاری با قوس الکتریکی بر روی موادی که در دمای جوشکاری در اثر تماس با هوا یا نیتروژن دچار آسیب می‌شوند به عنوان لایهٔ محافظ یا پوشش عمل می‌کند.گازهای گوناگونی در جوشکاری با قوس الکتریکی به عنوان گاز محافظ به کار می‌روند که هلیم به جای آرگون ارزان، بویژه برای موادی که رسانش گرمایی بالاتری دارند مانند آلومینیم و مس بکار می‌رود. کاربردهای کوچکتر تشخیص محل نشت یک کاربرد صنعتی هلیم، تشخیص جای نشت است. چون هلیم توان پخش شدن خوبی از میانهٔ بدنهٔ جامد دارد، سه بار تندتر از هوا، برای همین به عنوان گازی که می‌تواند محل نشت را ردیابی کند، بکار می‌رود. برای نمونه می توان از مخزن‌های فشارهای بالا یا ابزارهای سردکننده یاد کرد. برای تشخیص جای نشت یک ابزار، آن را درون یک محفظه که اول کاملا تهی شده و سپس از هلیم پر شده، می‌گذارند. هلیمی که از محل‌های نشت رد شده را با کمک ابزار طیف سنجی جرمی هلیم شناسایی می‌کنند. این ابزار بسیار دقیق است و دقت آن به ۱۰−۹ mbar·L/s یا ۱۰−۱۰ Pa·m3/s هم می‌رسد. این فرایند اندازه گیری معمولا به صورت خودکار انجام می‌شود و در اصطلاح به آن helium integral test می گویند. یک فرایند ساده تر شناسایی نشت، پر کردن وسیلهٔ مورد نظر از هلیم است برای این کار پس از پر کردن، باید با ابزارهای دستی محل نشت را جستجو کرد. هلیمی که از ترک‌های یک وسیله می‌گذرد را نباید با نفوذ گاز از بدنهٔ ماده اشتباه گرفت. ثابت نفوذ هلیم از بدنهٔ مواد (شیشه، سرامیک و مواد آزمایشگاهی)، مشخص است و ضریب گذر آن قابل محاسبه‌است. البته بیشتر گازهای بی اثر مانند گازهای نجیب و نیتروژن و البته هلیم، از بدنهٔ بیشتر مواد نمی‌توانند بگذرند. پرواز چون هلیم از هوا سبکتر است (نزدیک به ۷ درصد شناوری بیشتری دارد)، برای به هوا رفتن کشتی‌های هوایی و بالون‌ها به گاز هلیم رو آورده‌اند. همچنین ویژگی‌هایی چون آتشگیر نبودن و به تاخیر انداختن آتش باعث سازگاری بیشتری هلیم برای این کاربردند. با اینکه کاربرد هلیم در بالون‌ها بسیار شناخته‌است اما این مطلب تنها بخش کوچکی از کاربردهای این گاز است.کاربرد دیگر هلیم در موشک‌های فضاپیما است. فضای خالی بالای جایی که سوخت قرار دارد را از هلیم پر می‌کنند؛ این کار باعث می‌شود تا هم جابجایی سوخت و اکسیدکننده‌ها آسان تر شود و هم بتوان با آن هیدروژن و اکسیژن را فشرده کرد تا سوخت موشک بدست آید. همچنین برای زدودن سوخت و اکسیدکننده‌ها از ابزارهای پیش از پرواز و پیش خنک کردن هیدروژن مایع در فضاپیما به آن نیاز است. برای نمونه موشک ساترن ۵ در برنامهٔ فضایی آپولو پیش از پرتاب به 370,000 m۳ هلیم نیاز داشت. کاربردهای تجاری به این دلیل که هلیم به سختی در بافت عصبی حل می‌شود، از آمیخته‌هایی مانند تریمیکس، هلیوکس و هلی ایر یا هوای هلیمی، برای غواصی در عمق‌های بالای آب بهره برده می‌شود تا اثر فشار نیتروژن بر دستگاه عصبی بدن کاهش یابد.در عمق‌های بیشتر از ۱۵۰ متر (۴۹۰ پا) اندکی هیدروژن هم به آمیختهٔ هلیم-اکسیژن افزوده می‌شود.چگالی بسیار پایین هلیم در این عمق‌ها کمک می‌کند تا سختی تنفس کاهش یابد. لیزر هلیم-نئون، گونه‌ای لیزر با توان کم است با پرتوی قرمز رنگ است که کاربردهای عملی بسیاری دارد. از جملهٔ آن‌ها می توان، بارکدخوان و اشاره‌گر لیزری را نام برد. البته پس از چندی این لیزر با لیزر دیودی که ارزان تر بود، جایگزین شد. هلیم به دلیل داشتن ویژگی‌هایی چون: رسانش گرمایی بالا، واکنش ناپذیر بودن، neutron transparency و نساختن ایزوتوپ‌های پرتوزا در شرایط درون یک راکتور، در برخی راکتورهای هسته‌ای به عنوان گاز خنک کننده و رسانندهٔ گرما، کاربرد دارد. آمیختهٔ هلیم با برخی گازهای سنگین تر مانند زنون دارای ضریب ظرفیت گرمایی بالا و عدد پرنتل پایین است و در سردکننده‌های گرمایی صوتی (ترمواکوستیک) کاربرد دارد. ویژگی بی اثر بودن هلیم باعث شده تا برای کاهش آسیب‌های زیست محیطی در سردکننده‌های معمولی که اوزون تولید می‌کنند و باعث گرمایش زمین می‌شوند بکار رود. امنیت هلیم طبیعی در شرایط استاندارد، آسیب رسان نیست. اندازه‌های بسیار اندکی از این ماده در خون انسان پیدا می‌شود. اگر بجای اکسیژن مورد نیاز بدن، هلیم را تنفس کنیم امکان خفگی پیش می‌آید. نکته‌های ایمنی گفته شده دربارهٔ هلیم مایع و کار با آن همانند کار با دیگر نیتروژن مایع است. چون دمای آن بسیار پایین است و ممکن است فرد دچار سوختگی در اثر سرما شود. اثر زیستی سرعت صدا در هلیم نزدیک به سه برابر بیشتر از سرعت آن در هوا است. چون بسامد پایه در گاز با سرعت صدا در گاز متناسب است. هنگامی که هلیم را تنفس می‌کنیم در بسامد تولیدی توسط مجرای صوتی، تشدید رخ می‌دهد و کیفیت صدا را تغییر می‌دهد.برعکس این اثر و رسیدن به بسامدهای پایین تر هم ممکن است به شرطی که گازهای سنگین تر مانند هگزا فلوراید گوگرد یا زنون را تنفس کنیم. تنفس هلیم می‌تواند خطرناک باشد چون این گاز می‌تواند خود را جایگزین اکسیژن مورد نیاز در تنفس معمولی کند.تنفس هلیم به تنهایی هم باعث خفگی در چند دقیقه می‌شود. از این ویژگی در طراحی کیف‌های خودکشی بهره برده می‌شود. تنفس هلیمی که در کپسول فشرده شده بسیار خطرناک است چون شدت جریان آن بالا است و می‌تواند باعث فشارزدگی گوش میانی و پارگی ناگهانی شش‌ها شود.البته شمار مرگ به خاطر پارگی شش‌ها بسیار کم بوده‌است برای نمونه از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۴ تنها دو مورد مرگ در آمریکا گزارش شده‌است.در سال ۲۰۱۰ هم دو مورد مرگ گزارش شده‌است که یکی در آمریکا و دیگری در ایرلند شمالی رخ داده بود. در فشارهای بالا (بیش از ۲۰ اتمسفر یا ۲ مگاپاسکال) آمیخته‌ای از هلیم و اکسیژن (هلیوکس) می‌تواند باعث مشکل در دستگاه عصبی شود (سندرم اعصاب در فشار بالا) که با افزودن مقدار اندکی نیتروژن به این آمیخته می توان مشکل را کاهش داد.

ژن کلونينگ

ژن کلونينگ

ژن کلونينگ فرآيندي است که طي آن توالي مشخصي از DNA را جداسازي مي‌کنند تا نسخه‌هاي يکساني از آن را در محيط طبيعي ( سلول يا بافت زنده ) بدست آورند.

هدف از ژن کلونينگ فراهم کردن نسخه‌هاي متعدد از يک ژن منفرد است. تکثير يک ژن در حوزه‌هاي مختلف تحقيقاتي مورد استفاده است. به علاوه داراي کاربردهاي پزشکي از قبيل ژن درماني و کاربردهاي صنعتي نظير توليد مقدار زيادي از يک پروتئين مي‌باشد.

براي کلون کردن ژن قطعه‌اي از DNA را از موجودي به موجود ديگر منتقل مي‌کنند. سلولي را که منشا DNA از آن است را « دهنده » و سلولي را که آن را دريافت مي‌کند « ميزبان» مي‌گويند.

تکثير ژن

کلونينگ ژن به روش‌هاي مختلفي صورت مي‌گيرد اما اساس همه‌ي آنها به اين صورت است که DNA هدف از سلول دهنده استخراج مي‌شود و با کمک آنزيم‌هايي برش داده مي‌شود و به داخل يک مولکول DNA حلقوي، که معمولاً يک پلاسميد است و نقش ناقل ( وکتور ) را دارد، وارد مي‌شود. به اين ترتيب يک مولکول DNA نوترکيب ساخته مي‌شود. در مرحله‌ي بعد DNA نوترکيب را به سلول ميزبان که اغلب نوعي باکتري مي‌باشد منتقل مي‌کنند. اين مرحله را ترنسفورماسيون مي‌نامند. DNA نوترکيب در سلول ميزبان همانندسازي مي‌کند و همراه سلول ميزبان تکثير مي‌شود. سلول‌هاي حاصل از تقسيم سلول ميزبان اوليه، نسخه‌هايي از DNA نوترکيب همانندسازي شده را به ارث مي‌برند. سلول‌هاي باکتري به دنبال تقسيمات متعدد کلني تشکيل مي‌دهند و از آنجا که اعضاي اين کلوني حاوي يک يا چند نسخه از ژن مورد نظر ما که در DNA نوترکيب حمل مي‌شود مي‌باشد، مي‌توان گفت اين ژن کلون شده است.

استخراج و برش ـ اولين گام در توليد DNA نوترکيب و سپس کلون کردن آن، استخراج و برش وکتور از سلول باکتري و DNA از سلول دهنده مي‌باشد.

براي استخراج DNA از سلول دهنده، ابتدا بايد «عصاره‌ي سلولي» تهيه کرد. براي اين منظور غشاي سلول را متلاشي مي‌کنند تا محتويات آن خارج شود سپس مخلوط حاصل را سانتريفيوژ مي‌کنند تا زوائد آن ته‌نشين شود و مايع رويي که «عصاره‌ي سلولي» است و حاوي DNA مي‌باشد را جمع آوري مي‌کنند. عصاره‌ي سلولي علاوه بر DNA حاوي پروتئين و RNA نيز مي‌باشد. با يکي از روش‌هاي «تجزيه‌ي آنزيمي پروتئين و RNA » يا «کروماتوگرافي تعويض يوني» DNA را از عصاره‌ي سلولي تخليص مي‌کنند.

براي استخراج پلاسميد از سلول باکتري، بعد از تخليص DNA بايد پلاسميد را از DNA کرومزوم باکتري جدا کرد. براي اين منظور از تکنيک « اولتراسانتريفيوژ » که بر مبناي شيب جرمي مي‌باشد استفاده مي‌کنند.

بعد از جداسازي، DNA سلول دهنده بايد به قطعات کوچکتر بريده شود. برش DNA به قطعات کوچکتر را مي‌توان از طرق راه‌هاي مختلفي انجام داد از آن جمله ايجاد شکست در DNA با استفادها از امواج صوتي ( سونيکيت )مي‌باشد. در اين صورت طول قطعات حاصل از يک مولکول DNA با مولکول ديگر متفاوت خواهد بود چرا که شکست مولکول DNA به صورت تصادفي صورت مي‌گيرد. کشف «آنزيم‌هاي محدود کننده» (restriction enzymes) محققان را قادر ساخت تابتوانند قطعات با طول يکسان را از چندين مولکول DNA يکسان فراهم کنند. آنزيم‌هاي محدود کننده باکتري‌ها را قادر به دفاع در مقابل فاژها مي‌کند. اين آنزيم‌ها مولکول DNA را درمحل‌هاي ويژه‌اي باترتيب نوکلوتيدي خاصي قطع مي‌کنند. بنابراين براي آنکه‌ يک مولکول DNA با اين آنزيم‌ها بريده شود، وجود توالي‌هاي خاصي به نام «جايگاه محدود کننده» در مولکول DNA ضروري است و بايد براي برش DNA به دنبال آنزيمي گشت که داراي بيش از 2 جايگاه محدود کننده بر روي آن باشد.

همچنين مزيت ديگر استفاده از آنزيم‌هاي محدود کننده اين است که مي‌توان از همان آنزيم براي برش پلاسميد ناقل استفاده کرد و به اين طرق امکان انطباق دو انتهاي قطعه‌ي ژن هدف با دو انتهاي بريده شده‌ي پلاسميد را به سادگي فراهم کرد.

انطباق دو انتهاي قطعه‌ي ژن هدف با دو انتهاي بريده شده‌ي پلاسميد

5 دریاچه رنگی جهان

در جهان دریاچه‌های بسیاری وجود دارند. اما در میان این هزاران دریاچه تنها پنج دریاچه هستند که به بنا به دلایلی آب آنها رنگی است.

به گزارش فارس، در این مطلب از بین هزاران دریاچه‌ای که در جهان وجود دارد، به سراغ 5 دریاچه خواهیم رفت که از ویژگی خاصی چون آب‌های رنگی برخوردار هستند، خصوصیتی که دیگر دریاچه‌های جهان آن را ندارند.



1- دریاچه «لاگونا» در ایالت کلورادو آمریکا


براساس تغییر زمان و درجه دما رنگ این دریاچه از قرمز به ارغوانی تغییر می‌کند. لاگونا دریاچه‌ آب شور کم عمقی است که میانگین عمق آن به 35 سانتی‌متر می‌رسد. دمای هوا در شب در این دریاچه به زیر 20 درجه می‌رسد و لاگونا را باید یکی از مهمترین زیستگاه‌های فلامینگوها در آمریکا برشمرد.





2- دریاچه «کریتر لیک» در جزیره فلوریس اندونزی


این دریاچه در واقع متشکل از سه دریاچه است که صخره‌های طبیعی آنها را از یکدیگر جدا می‌کنند و هر دریاچه رنگ مخصوص به خود را دارد. اما زیباترین دریاچه دارای رنگ آبی است.




3- دریاچه «نگاکورو» در نیوزلند


این دریاچه به رنگ سبز است و دانشمندان دلیل این رنگ سبز را وجود میزان بسیار بالای اکسید گوگرد و آهن است.




4- دریاچه «ووهوا» در چین


دریاچه ووهوا از جمله زیباترین دریاچه‌های جهان است که رنگ ‌آن از زرد به سبز تیره و سپس آب آن به آبی تغییر رنگ می‌دهد. نکته جالب اینجاست که آب این دریاچه در زمستان یخ نمی‌زند، درحالی که تمام دریاچه‌های همجوار آن منجمد می‌شوند و این نشان می‌دهد که در این دریاچه چشمه‌های آب گرم نیز وجود دارد.




5- دریاچه «هیلر» در سنگال


رنگ دریاچه هیلر به رنگ صورتی است. این دریاچه زیبا در کشور سنگال قرار داشته و در سال 1802 توسط اهالی منطقه کشف شد.