شفق قطبی

شفق قطبی

شفق قطبی از برخورد بادها یا جریانات خورشیدی با میدان مغناطیسی زمین ایجاد می‌شود. میدان مغناطیسی زمین باعث منحرف شدن ذرات باردار موجود در بادهای خورشیدی می‌شود. به این پدیده در اصطلاح Magnetosphere می‌گویند.

شفق قطبی همان طور که از نامش پیدا است بیشتر اوقات در دو قطب کره زمین قابل مشاهده است. در سمت قطب شمال به آن شفق شمالی یا در اصطلاح Aurora Borealis گفته می‌شود. کلمه Borealis در زبان لاتین به معنای شمال است. در سمت قطب جنوب نیز به آن شفق جنوبی یا در اصطلاح Aurora Australis گفته می‌شود. کلمه Australis در زبان لاتین به معنای جنوب می‌باشد.

بهترین زمان برای مشاهده شفق قطبی اواخر پاییز و اوایل بهار است. در نزدیکی مدار قطب شمال و در مناطقی نظیر آلاسکا یا شمال نروژ شفق قطبی تقریبا هر شب قابل رویت است. اما  هرچه که به سمت جنوب حرکت کنیم، تناوب شبانه شفق قطبی کاهش پیدا می‌کند. به طوری که در مناطقی مانند جنوب آلاسکا، جنوب نروژ، اسکاتلند و یا انگلستان، شفق قطبی بین یک تا حداکثر ده بار در ماه قابل رویت است. در مناطق جنوبی تر مانند مرزهای کانادا و آمریکا این مقدار به حداکثر دو تا چهار بار در سال می‌رسد.

شفق قطبی

شفق قطبی به شکل‌های متفاوتی در آسمان ظاهر می‌شود. به طوری که معمولا به صورت یک پرده نورانی مواج به رنگ قرمز یا نارنجی در خط افق قابل مشاهده است. به طور کلی شفق قطبی ترکیبی از رنگ‌های متفاوت است که هر کدام در ارتفاع و اتمسفرهای مختلف قابل رویت می‌شوند. همان طور که گفته شد، شفق قطبی بر اساس پدیده Magnetosphere به وجود می‌آید. یون‌های اکسیژن و نیتروژن سبب ایجاد نورهای مختلف در شفق قطبی می‌شوند. یون‌های اکیسژن باعث ساطع شدن نور قرمز یا زرد می‌شوند. یون‌های نیتروژن نیز باعث ساطع شدن رنگ‌های قرمز، آبی و بنفش ساطع می‌شوند. اینکه شفق قطبی دقیقا به چه رنگی باشد بسته به تراکم و ترکیب این یون‌ها در ارتفاع های مختلف جو زمین می‌باشد

قوانین کپلر

در اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم یوهان کپلر ستاره شناس معروف آلمانی توانست با استفاده از تجربیات بیست ساله منجم دانمارکی تیکوبراهه سه قانون زیر را بدست آورد. بعدا ایزاک نیوتون به تصحیح و تکمیل این قوانین پرداخت.این قوانین از مهمترین و  معروفترین قوانین نجوم هستند.

قانون اول کپلر یا قانون بیضوی ها

 مدار هر سیاره به شکل یک بیضی است که خورشید در یکی از کانونهای آن قرار دارد .

 که میتوان از این مطلب این را نتیجه گرفت که فاصله سیاره تا خورشید به لحاظ واقع بودن بر مدار بیضی دارای حداقل و حداکثر است.(شکل 1) کپلر بیش از 20 سال برای درک چگونگی مدارات سیارات زحمت کشید او مدلهای مختلفی را امتحان نمود ولی  سرانجام نشان داد که صفحه مداری سیاره ها از خورشید می گذرد و کشف کرد که شکل مداری سیارات به صورت بیضی است .این قانون در سال 1609 میلادی انتشار یافت.

شکل 1

قانون دوم کپلر یاقانون مسطح معادل

خط مستقیم واصل سیاره و خورشید (شعاع حامل یک سیاره)، در فواصل زمانی مساوی مساحتهای مساوی را در فضا جاروب می کند.

یعنی برای مثال  در شکل2سیاره ای در مدت 1 ماه از Aبه B می رود . مدت زمانی که از Cبه D می رود نیز یک ماه است اما اکنون از خورشید دورتر است بنابراین فاصله Aتا B باید بیشتر باشد تا سیاره در همان مدت یک ماه مساحتی برابر با مساحت اول را جاروب کند . به همین دلیل سیاره هنگامی که به خورشید نزدیکتر است با سرعت بیشتری حرکت می کند. برای فهم بیشتر به شکل 3 توجه کنید .

شکل۲

شکل 3

نیوتون به منظور به دست آوردن سه قانون تجربی کپلر ، قوانین حرکت و گرانش اش را با یکدیگر ترکیب کرد : و برای قانون  دوم این روابط را برای بدست آوردن سرعت در نقطه اوج و حضیض را بدست آورد:

^V=(2лA/P)[(1+e)/(1-e)]^1/2 برای نقطه حضیض (نزدیکترین فاصله)

^V=(2лA/P)[(1-e)/(1+e)]^1/2 برای نقطه اوج (دورترین فاصله)

که A فاصله متوسط یا همان نیم قطر اطول با واحد AU(فاصله متوسط زمین ) و P دوره تناوب با واحد سال زمینی و e خروج از مرکز بیضی می باشد . که می توان فهمید که سرعت سیاره در نقطه حضیض از نقظه اوج بیشتر است .شکل 4

شکل 4

قانون سوم کپلریا قانون هارمونیک

نسبت مجذور زمان تناوب گردش دو سیاره برابر است با نسبت مکعب نیم قطر اطول آنها

کپلر برای بدست آوردن این فرمول 7 سال تلاش کرد . در آن زمان فاصله واقعی میان خورشید و سیارات معلوم نبود اما محاسبه نسبت فاصله یک سیاره تا خورشید به فاصله زمین تا خورشید میسر بود . مثلا کپلر می دانست که نیم قطر اطول  مدار مریخ تقریبا 1.5 برابر نیم قطر اطول  مدار زمین است . حال او متوجه شد اگر در هر سیاره نیم قطر اطول را به توان 3 و دوره گردش(p) را به توان 2  برسانیم . دو رقم بدست آمده باهم برابر می شوند و فقط اختلافهای اندکی برای برجیس (مشتری) و کیوان (زحل) دیده می شود .این مطلب را می توان به صورت ^p^2^=r^3 نوشت که درآن p برحسب سال و r برحسب  واحد نجومی (نیم قطر اطول زمین) است .می توانیم برای اندازه گیری دور گردش سیاره  واحد روز و برای فاصله کیلومتر را انتخاب کنیم . در این صورت نباید انتظار داشته باشیم  ^p^2^=r^3  بلکه باید رابطه را بصورت  ^p^2^=kr^3 بنوسیم که در آن k ضریب ثابت است و مقدارش به واحد ها بستگی دارد . برای مشخص کردن این موضوع معادله را می توان به این صورت نوشت :

r1)^3^/(r2)^3^=(p1)^2^/(p2)^2^)

که p1وr1 برای جرمی که میخواهیم این مقادیر را برایش بدست آوریم و r2,p2 معمولا برای زمین یا جرمی که این دو مقدار برای آن اندازه گیری شده است .

 

قانون سوم کپلر

نیوتون توانست این قانون را به صورت زیر درآورد و  از قوانین خودش این قاون را اثبات کند :

(p^2^=4л^2^a^3^/G(m1+m2

حال اگر زمان تناوب نجومی pرا بر حسب سال و نیم قطر اطولa را بر حسب AU اندازه بگیریم ، ساده سازی خوبی بدست می آید:

^mp/M+1=a^3^/p^2

این فرمول بالا برای نسبتهای زمینی است. برای تشکیل هر نسبتی می توان از فرمول زیر استفاده کرد :

[(a/A)^3^=(p/P)^2^[(m1+m2)/M1+M2)

که در بالا سیستم دوتایی m1و m2 با دوره تناوب pو نیم محور اطول a با سیستم استاندارد(حروف بزرگ) سنجیده میشود. برای اجسامی که خورشید را دور می زنند یا برای ستارگان دوتایی دستگاه استاندارد سیستم خورشید - زمین است :P بر حسب سال .Aبرحسب AU و همه اجرام خورشیدی بر حسب جرم خورشید M1 . برای اقمار سیاره ای از سیستم ماه - زمین استفاده می کنیم که P=27.3 ، A=3.84*10^5^ و M1+M2 در مجموع جرم زمین در نظر گرفته می شود    (یا ^24^ 10* 5.976  kg )

در مواردی مانند خورشید و یک سیاره یا سیاره و قمر آن معمولا جرم مجموع را همان جرم جرم بزرگتر در نظر می گیریم چون اختلاف فاحشی به وجود نمی آید.

 

بیضی:

ابتدا تعریف بیضی:بیضی به بیان ساده یعنی مکان هندسی نقاطی از صفحه است که مجموع فاصله هر نقطه ازآن تا دو نقطه ثابت (کانون بیضی نامیده میشوند)برابر مقدار ثابتی معمولا این مقدار را با 2a نشان میدهند .ودر ضمن فاصله بین دو کانونم با 2c و البته مقداری دیگر را که در رسم نمودار یه بیضی خیلی مهمه را به این شکل تعریف می کنند (b2=a2 -c2 )اگر اين بيضی را رسم کنيد (مرکز بيضی را روی مبدا و قطر بزرگ بيضی رو روی y=0وقطر کوچکو روی x=0در نظر بگيريد ) نقاط دو سر قطر بزرگ که به آن محور اطول ميگويند راسهای بيضی نام داره البته در اين نمودار مقتصات اين رئوس به (۰وa)و(0وa-)دليل آن واضح است به زيرا طول محور به وضوح با مجموع فاصله راس از دو کانون برابر است . محور کوچکتر محور اقصر نام داره و انتهای اين محور هم (b-و0)و(bو۰)هستند دليل اين هم واضح است اگر از اين نقطه را به يکی از کانونها وصل کنيم بين اين دو نقطه و مبدا يک مثلث قائم الزاويه درست می شه خوب ديگه واضحه .معادله کلی يک بيضی بشکل زيره                             

1 =  (x-x0)2/ b2 ))  + (y-y0)2/a2 ))

                                                                                 

که در آن (yx0 )مختصات مر کز بيضی است.

البته بسياری از معادلات به اين شکل بيان نميشه بلکه به گونه ايه که خودمون با مربع کامل کردن عبارات آن به شکل فوق در مياريم.

يک نسبت مهم در بيضی بنام خروج از مرکز بيضی :e=c/aاگرe=0باشه بيضی يک حالت خاص يعنی دايره است اگه e=1حالت خاص ديگه يعنی يه پاره خط هر چهeبيشتر باشه کشيدگی بيضی t

 

تشکیل میوه

تشكيل ميوه
در مدتي كه رشد و نمو تخمك در جريان است تغييراتي نيز در بخش هاي مختلف تخمدان به وجود مي آيد و اين اندام تبديل به ميوه مي شود. ديواره ي ميوه كه از تغييرات ديـواره ي تخمدان حـاصل مي شود و پيـرابـر نام دارد شامل سه بخش كم و بيش مشخص برون بر، ميان بر و درون بر است كه ساختمان آن كه بر حسب نوع ميوه ها متفاوت است.

برون بر، كه از پوسته ي خارجي تخمدان حاصل مي آيد در گوجه فرنگي صاف و در هلو كرك دار و در بعضي زايده ي بال مانند دارد. ميان بر، كه از پارانشيم هاي مياني به وجود مي آيد نيز در ميوه ها مختلف است و اغلب بخش خـوراكي ميوه را تشكيل مي دهد. درون بـر، كـه در حقيقت از پوستـه ي دروني تخمـدان به وجود مي آيد، در ميوه هاي سته نامشخص و در ميوه هاي شفت چوبي و سخت مي شود. در فندق ها و گندمه ها بخش هاي ديواره ي ميوه (پيرابر) به يكديگر و به دانه پيوسته و يكي شده اند. در تشكيل ميوه، اجزاي گل مانند كاسبرگ ها، گلبرگ ها، پرچمها، خامه، كلالـه و نهنج يـا پلاسيده شده مي ريزند و يا به صورت خشك در محل خود بـاقي مي مانند و يا تغييراتي در آنها پديدار شده گوشتي و آبدار مي شوند مانند نهنج گلابي و كاسبرگ هاي توت سفيد. ميوه ها دانه ها را در خود نگه مي دارند، از آن ها حفاظت مي كنند و به انتشار آن ها كمك مي كنند.

پدید آمدن دانه

پديد آمدن دانه

پس از آميزش، يك سري تغييرات در تخمك صورت مي گيرد و طي اين تغييرات تخمك به دانه تبديل مي شود. در اين فرايند از تخم اصلي رويان دانه و از تخم ضميمه، اندوخته( آلبومن) دانه به وجود مي آيد. پوسته هاي تخمك هم پس از تغييراتي به پوسته ي دانه تبديل مي شوند.
پوسته سخت دانه، رويان دانه را از صدمات مكانيكي و عوامل مساعد محيطي حفظ مي كند. اين پوسته مانع از رويش سريع رويان دانه، درون گياه مي شود، زيرا از رسيدن آب و اكسيژن به آن جلوگيري مي كند. محروميت از آب و اكسيژن از جمله عواملي است كه رشد رويان را متوقف مي كند.
دانه ها علاوه بر اينكه وسيله ي حفظ رويان گياهان هستند، موادغذايي را نيز براي رويان گياه فراهم مي كنند. در نهان دانگان بافتي غذايي به نام آلبومن پس از لقاح تشكيل مي شود. آلبومن بعضي از نهان دانگان مانند ذرت وگندم در دانه هاي بالغ هم وجود دارد، اما در بعضي ديگر از نهـان دانگـان، مانند حبوبات (لوبيا، نخود و ...) مـواد غذايي آلبومن به طور كامل به رويان منتقل مي شود و در نتيجه، دانه ي بالغ، فاقد آلبومن است.
لپه ها برگهاي تغيير شكل يافته اي هستند كه بخشي از رويان گياه را تشكيل مي دهند.كار لپه ها ذخيره يا انتقال مواد غذايي به رويان است. تعداد لپه هاي رويان بازدانگان دو، يا بيشتر است. مثلاً رويان كاج هشت لپه دارد. رويان بعضي از نهاندانگان يك لپه دارد. به اين گياهان تك لپه اي گفته مي شود. در گروه ديگري از نهاندانگان رويان دو لپه دارد. به اين گياهان دو لپه اي گفته مي شود.


گل

گل
گل اندام توليدمثلي نهاندانه است. كاسبرگ ها اجزاي برگ مانند هستند كه در پائين هر گل قرار دارند. آنها گل را در حالتي كه غنچه است حفاظت مي كنند. گلبرگ ها صفحات رنگيني هستند كه اجزاي داخلي گل را در بر مي گيرند و در جلب حشرات به سوي گلها تاثير دارند.
در داخل گلبرگ ها، پرچمها و مادگي مشاهده مي شوند. پرچمها اندامهاي جنسي نر گل محسوب مي شوند و هـر كدام از يك ميله و يك بـرآمدگي به نـام بساك درست شده است. در داخـل بساك دانـه هـاي گرده تـوليد مي شوند و در داخل دانه گرده گامتهاي نر به وجود مي آيد.
مادگي اندام توليدمثلي ماده گل است و در مركز گل قرار دارد. قسمت چسبنده راس مادگي كلاله، قسمت حجيم قاعده ي آن تخمدان و بخش باريك بين تخمدان و كلاله خامه نام دارد. در داخل تخمدان اندامهايي به نام تخمك جاي دارند و در درون تخمكها، گامت هاي ماده به وجود مي آيند.
گلي كه همه اجزا را داشته باشد گل كـامل نام دارد. شب بو، ميموني، اطلسي و ميخك گل كامل دارند. هرگـاه گلي يكي يا چند بخش از اجزاي گل را نداشته باشد، آن را گل ناقص مي نامند. براي مثال گروهي از گياهان مانند اسفناج و بيد گلبرگ ندارند، برخي از گلها نر هستند، زيرا از اندامهاي جنسي فقط پرچمها را دارند. برخي ديگر از گلها ماده اند.
گل آذين: طـرز قرار گرفتن گلهـا را بر روي ساقه گل آذين مي گوييم كه در گونه هـاي مختلف ممكن است متفاوت باشد.
گرده افشاني
براي انجام توليدمثل جنسي، دانه هاي گرده به روي كلاله مادگي انتقال مي يابند. به اين عمل گرده افشاني مي گويند.بسياري از گل ها، گلبرگ هايي با رنگ هاي درخشان، شيره هاي شيرين، بوهاي قوي و شكل هايي جذاب براي جانوران گرده افشان، نظير حشره ها، پرندگان و خفاش ها دارند و آن ها را به سمت خود مي كشند.

گل ها منبع غذايي جانوران گرده افشان هستند، مثلاً زنبورها شيره ي گل را مي خورند و از گرده ها براي تغذيه ي نوزادان خود استفاده مي كنند (دانه هاي گرده منبع غني پروتئين براي زنبورها هستند). زنبورها با اين عمل دانه هاي گرده را از يك گل به گل ديگر منتقل مي كنند.
زنبورها ابتدا گل ها را با استفاده از بوي آن ها و سپس از طريق رنگ و شكل آن ها شناسايي مي كنند. گل هايي را كه زنبورها گرده افشاني آن ها را انجام دهند، معمولاً آبي يا زرد هستند.
حشره هايي كه در شب تغذيه مي كنند به سمت گل هاي سفيد رنگ و داراي رايحه ي قوي مي روند. رنگ سفيد اين گل ها يافتن آن ها را در نور بسيار كم شب آسان مي كند.
انواع مگس ها گرده هاي گل هايي را كه بويي شبيه بوي گوشت گنديده دارند، مي افشانند. پرندگان نيز به گرده افشاني كمك مي كنند. مرغ شهدخوار نمونه اي از اين پرندگان است. خفاش گل هاي سفيدي را كه در شب باز مي شوند گرده افشاني مي كند. گرده افشاني بسياري از گل ها، مانند انواع چمن و بلوط را باد انجام مي دهد. گل هايي كه گرده افشاني آن ها را باد انجام مي دهد، معمولاً كوچك وآميزش فاقد رنگ هاي درخشان، بوهاي قوي و شيره هستند

آميزش عبارت است از تركيب گامت ماده با گامت نر. محصول آميزش، سلول تخم است. سلول تخم با تقسيمات متوالي و تحولاتي كه حاصل مي كند رويان را پديد مي آورد. پس از آن كه دانه هاي گرده بر روي كلاله مادگي نشستند، در صورتي كه شرايط محيط مناسب باشد، آب جذب مي كنند، و محتويات هر كدام از آنها به صورت لوله اي به نام لوله ي گرده، از يكي از روزنه هاي پوسته خارج مي گردد. هر لوله ي گرده از طريق بافت مخصوصي كه در خامه وجود دارد به سوي تخمدان نفوذ مي كند و خود را به دهانه تخمك مي رساند. سپس لوله ي گرده وارد تخمك مي شود. لوله ي گرده اي كه وارد تخمك مي شود داراي دو سلول جنسي نر (آنتروزوئيد) است. در داخل كيسه ي روياني دو آنتروزوئيد با دو سلول از تخمك تركيب مي شوند. نتيجه ي اين دو آميزش (لقاح مضاعف) به وجود آمدن تخم اصلي (2nكروموزومي) و تخم ضميمه(3n كروموزومي) است.